یکشنبه 26 آذر 1396

طائر اندیشه و احساس

   نوشته شده توسط: دلداده    


...

دلم تنگ یا کریم هاست 
و تنگ صوت دم صلاه ظهرشان !
...


...

امروز که تمام خبرگزاریها خواندند و گفتند :

هوا چندین برابر بیشر از حد مجاز آلوده است 

طائر اندیشه و احساسم بلند گشت و تا سرای محبت تو پر کشید 

و دید که دلت ، تنگ زمین غریب است 

که سبزیهایش را گرفته اند !

و غمگین نفسهای تنگ دست فروشی هستی که ،

 باید در دود و دم هزار راه رفته و نرفته را برود تا 

شب علیل نگاه سنگین اهل خانه نباشد !

غصه دار یا کریم هایی که ،

 نفسهایشان گرفته و دل خواندن ندارند ..

شهرهایمان همچون قلبهایمان حالشان خوب نیست !

حال دریاچه مان خوب نیست !

حال طبیعتمان خوب نیست !

حال فقرا خوب نیست !

حال قدس خوب نیست !

حال باران خوب نیست !

و حال من و نسیم !

فکری کن آقا ... 

اما نه آقا جان ، تو بیش از این فکر نکن 

تو که کارت همه اش شده غصه و دلتنگی ...

تو که بیایی حال همه خوب میشود ..

سحر روشن آمدنت نزدیک است ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت ، #آقا ، #یا_کریم ، #طائر_اندیشه_و_احساس ، #باران ، #نسیم ، #روشن ،

پنجشنبه 27 مهر 1396

مسیر محبت علی

   نوشته شده توسط: دلداده    


...

در این حوالی بوی عطری پیچیده است در مشام جان

از نسیم می پرسم که این تبسم کدام گل است ؟!

می گوید :

چشمه ای آن بالاست قطراتش در مسیر محبت 

جان جانان اشتیاقی دارند که بویش پیچیده است در دشتستان !

این تبسم قطرات آن چشمه است 

که هر قطره اش در اشتیاق آمدنشان با خدا نجوا می کنند :

سپاسگزارت هستیم آفریدگارا .. که ما را در

در مسیر محبت «علی .. » آفریدی ..

ممنونت هستیم که آشنایمان کردی به نور اعظمت !

شاکرت هستیم که جان ناقابلمان را آشنای محبت 

امیرالمومنینت قرار دادی ...

و چون اینها را می گویند تبسم می کنند و از 

شکوه تبسمشان معطر می شود جانهای حوالی .. !

... .

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت ، #روشن ، #حوالی ، #نسیم ، #مسیر_محبت_علی ، #امیر_المومنین ،

چهارشنبه 22 شهریور 1396

بال زمین

   نوشته شده توسط: دلداده    


...

سفری می خواند دل را !

و نسیم و باران لبیک گویان راهیم می کنند ..

حوالی غریبانه نگاهم می کند ..

انسی غریب یافته ایم در جوار هم ..

برای رسیدن به مقصد از بال زمین میگذرم

و گذر از پایین تر از بال زمین 

سخت دلگیر می کند دل را ..

میل رفتنم نبود !

این چه خواندنی است ؟!

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.


برچسب ها: #چراغ_محبت ، #روشن ، #بال_زمین ، #نسیم ، #باران ، #حوالی ، #دل ،

یکشنبه 19 شهریور 1396

اشجار باغستان

   نوشته شده توسط: دلداده    


...

من باغبان گلی هستم که نسیم 

خارهایش را برده است ..

شکوفه ای بود این در ظرف جانم 

که شبیه خاطره ی ناب افق بود ..

نه خواهان دیدار گلی بود و نه 

گلی دیدنش را می جست .

اما هر سحرگاه عطر غمهایش جان 

باغ را شوریده و مجنون می ساخت

و پریشانی به جان اشجار باغستان می انداخت

و زمانی که خواست همرنگ نسیم باشد

 خارهایش را به دست نسیم سپرد  ..

و حالا گلی است شبیه هیچ گلی ..

عطر غمهایش شیدا کرده است حوالی را ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.


برچسب ها: #چراغ_محبت ، #روشن ، #اشجار_باغستان ، #نسیم ،

چهارشنبه 8 شهریور 1396

تبسّم باران

   نوشته شده توسط: دلداده    


...

پر از ستاره هایی که نمی بینیم ..

نسیمکی می وزد از پر خنده نسیم

که میان گندمزار رصد آسمان می کند ..

باران تبسمی می کند ..

قطراتی از خنده شیرینش بر گونه دشت می چکد!

زیباست این حوالی !

عشق در ثانیه هایمان متجلی است ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .



برچسب ها: #چراغ_محبت ، #روشن ، #حوالی ، #نسیم ، #تبسم_باران ، ##گندمزار ،

تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4