سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
چهارشنبه 23 مرداد 1398 :: نویسنده : دلداده #

بعد طلوعی بی فکر 
در امتداد راهی ناهموار 
دل من و این چند واژه بی مسکن ..
خیال دور حوالی و بُعد این خسته !

...

روزهای در گذر با روزهای نیامده چه فرق دارند ؟

اگر تو را سهمی نباشد از روز 

سوال ساده ای داشت ، دل !

دوباره می پرسد :

کجای این ویرانکده جای پای من است ؟!

و سکوتی تلخ و سکوتی سخت و سکوتی سرد !

از پرسیدن می ایستد 

ناباورانه نگاه میکند اما ؛

سوی زندگی در دالانهای تاریک این چشمها گم شده است 

می نشیند گوشه ای و راه فکر را می بندد 

می بندد تا راهی نباشد برای سوالات مسافری که کنجکاو فهمیدن حقیقتند

اما سیل مسافران می شکند این سد خیالی را 

می پرسند و می پرسند 

مسافران مستاصل این سکوت همواره !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #این_چند_واژه_بی_مسکن، #مسافران_مستاصل_این_سکوت_همواره، #خیال_دور_حوالی، #حوالی، #واژه_بی_مسکن،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 مرداد 1398 :: نویسنده : دلداده #

باز باده ای بی نشان در 
کوی پریشانی ما دست به دست می گردد
و ما شاهدان محروم همواره این بزم

...

در انتهای سپیدارهای جوان ، کنار نهری از غروب 

که سیمای نیلگون ماه در آن دمیده 

در منتهی الیه سیارک های غمگین کهکشانها 

و شاید در آغوش نسیمی که صبح به صبح موج های 

خفته دریاها را بیدار باش می دهد 

هر آنجا که اینجا نباشد !

که سایه درد بر قلب سنگینی نکند 

آنجا روح من سکنی خواهد گرفت .

که آن بهشت لابد همان ؛

 حوالی معروف شاعرانه های من است .

آنجا ، جایی است که آرامش همبازی روح می شود

غربت ناشناس ترین است

آدمهاو عالمها با زر و سیم عیار ندارند 

و برگ ها مالک ندارند 

آنجا بهشت شاعرانگی های معصومی است

که آشنای بی مروتی نبود 

کدام روز ، کدام شب ، کدام لازمانی باشد 

که قلب به مقصد رسیده باشد ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.




نوع مطلب :
برچسب ها : #حوالی، #چراغ_محبت، #سیارک_های_غمگین، #هر_آنجا_که_اینجا_نباشد، #کوی_پریشانی، #باده_بی_نشان،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 تیر 1398 :: نویسنده : دلداده #

از من به من : 
بگوش باش که چشمها خفته اند و دلها مرده اند 

...
روزگاری رویاهای سبز و جوانی داشتم که ،

 در عرض مسرورش کودک درونم می دوید

 و فطرتم می آسود و قلبم می خندید .

چندی گذشت ، آن رویاهای زیبا از من و سرنوشتم دور و دورتر شد

 تا آنکه سایه اش پشت کوچه تقدیر پیچید .

و حالا اگر بپرسند چه میخواهی ؟ 

می گویم : هیچ ! و همین خیلی است .

اما پشت این نخواستن کودک درونم غمگین نشسته است

 و به پند و اندرز روح جوانم پوزخند می زند او هنوز رویایی دارد .

و من برای اصرارهای کودکانه اش جوابی مهیا نکرده ام .

او محالی می خواهد که به گمانش ممکن دست های آفرینش است که ،

 از او دریغ شده است ، او می خواهد برود جایی که ،

کسی نباشد حتی سایه اش را می خواهد همینجا بگذارد 

و برود تا برسد به حوالی !

ریشه اش را از سیاهی خاک بکند 

و با خود ببرد به فراسوی زمین به حوالی عشق !

که کسی نباشد و صدایی بلند نگردد به آزردنش ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #حوالی، #حوالی_عشق، #کودک_درون، #پشت_کوچه_تقدیر،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 آذر 1397 :: نویسنده : دلداده #
در ضمیرم گمشده ای دارم 
کیست ، نمیدانم ؟!
حوالی غرق ندانستن است 
و گرفتار رنجی ناتمام !
...

اینکه دیگر صدایی نمی شنوم 

نمی دانم خوب است یا بد !

مانند موجی بودم که جنگیدم 

تا به ساحل نرسم 

از میانه راهِ درد خواستم برگردم ، اما نشد !

من آرمان رسیدن به آرمان را داشتم 

و حالا کجای راهم ، باز نمیدانم !

اینکه تصویری از عالم فانی در ذهنم مجسم نمی شود

نمی دانم این باید بترساندم یا نه ؟!

من عشق را نه در صورتهای خیالی و مصداقی عالم ماده

که تمام عشق را در یکبار نگاه پس پرده تو دیدم

من در تمام نداشته هایی که دفتر زندگیم را 

بسته بودند یک سه نقطه گذاشتم 

به احترام همان یکبارهایی که آمدی 

و حالا دیگر آن سه نقطه را ندارم

پس عالم در چشم ترم نمی آید 

من صدایی نمی شنوم

جهان سیاه و سفید شده است برابر دیدنم

رنگی ترین تصویر زندگیم حضور تو بود 

اینکه هیچ صدایی نمی شنوم ،

اینکه تصوری از لبخند و گریه کسی در دلم نمی ماند ،

اینکه محو این ندانستنهایم ،

این خوب است یا بد ؟

دیگر چیزی نمی خواهم و این را مطمئنم 

...





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #حوالی، #رنجی_نا_تمام، #آرمان، #سیاه_و_سفید،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 شهریور 1397 :: نویسنده : دلداده #


...

هر روز از رویای آمدنت فاصله می گیریم 

اما آمدنت قطعی است .

این را عقل می گوید !

اما جواب دل را چه دهیم ؟!

او به زمان دل نبسته است

این بعدبعید دل را از پا در می آورد .

ای نسیم ، ای باران 

و ای حوالییی ..

اگر چیزی می دانید بگویید 

دل محرم رویاست !


...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #حوالی، #نسیم، #باران، #محرم_رویا،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده #
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...

دانلود آهنگ جدید

...