سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
جمعه 4 بهمن 1398 :: نویسنده : دلداده

...

کاش به بهای شکسته گشتن دلم

دلی را نشکسته باشم !

و باقی حیات را به آرامش اعمال خوب بگذرانم 

و اضطراب اعمال بد را به دیروز بسپارم !

کاش غم گلدان را بهتر بدانم.

و درد غنچه زبان فرو بسته را از لبهای پنهانش بشنوم ،

و راز اشک های آسمان را از پشت پلکهای نجیبش ببینم !

سلیمان شدن نمی خواهد !

به تمام آب ها و آئینه ها :

باغ ها و بارها و بهارها :

فصلها و سالها و ماه ها :

دشت و چشمه و باران ..

و زلالی تمام چشم هایی که ؛

زبان واگویه دردشان نیست ..

 به حیواناتی که به امر حق کمک حالمانند ،

و گیاهانی که دوستمان دارند ،

و نفس هایی که عاشقمانند !

و زمینی که تحمل مان می کند 

و به عظمت خلقتی که ما قبل ما شرف زندگی‌شان است 

بگویم : عذر تقصیر دارم برای ؛

کم فهمیدنم! 

و برای دیر فهمیدنم !

و از تمام آدم هایی که رسم آدمیت فراموششان شده 

نخواهم گذشت برای خاطر ؛

حریم محبتی که شکسته شده است

و برای خاطر رنگ زندگی و برای خاطر رسم زندگی !

برای آنها که در تلخ و بد کردن سرنوشت کوشیده اند

و در این ثانیه ناب باورمند آرزو می کنم :

هرگز در بد گشتن و تلخ گردیدن سرنوشتی قدم برنداشته باشم .

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #پشت_پلک_های_نجیب_آسمان، #پشت_پلک_های_نجیب، #باران، #آرامش_اعمال_خوب، #اضطراب_اعمال_بد، #رسم_زندگی،
لینک های مرتبط :
جمعه 6 دی 1398 :: نویسنده : دلداده

دل اسیر سالهای بیقراری 
گوشه ای از پنج دری غم نشسته است به استیجار 

...

دلم باران می خواهد که بی دریغ بر قلبم ببارد

چشمه می خواهد که بخندد بر اضطراب تلخم

 و به خنده اندازد دشت را..

دلم نور می خواهد که از پشت پنجره عاشق رو به آفتابم

 بر رویاهای کودکانه ام بتابد ..

دلم کسی را می خواهد که نامش درمان تمام آه های فرو خورده من است !

حضورش روشنایی قلب تمام آلاله های دشت

 و نگاهش آرامش جان تمام آبهاست !

کجاست کسی که غفلت از او بیمارمان کرده است و نمی دانیم ؟!

عشق فقط اوست که با خنده هایمان می خندد و با گریه هایمان می گرید 

با نداشته هایمان بغض می کند ..

کجاست عشق ؟؟

...

اینحا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است . 




نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #پنج_دریِ_غم، #چشمه، #باران،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 مرداد 1398 :: نویسنده : دلداده

کاش وقتی گرم ندیدن شده ایم باران 
بر شانه مان بکوبد و متهممان کند به ندیدن !

قلبهایی از یاد رفته اند وقتی گرم دیدن دنیای خودمانیم
بغض هایی متولد نگشته در گلو را مانند آدم های بی رنگ کنار دستمان 
شاید بلد نیستند بگویند : هستیم !

...

دیشبی آمد و در آستانه در نشست 

چشم دوخت به شاخه های رقصان بید ،

آبشار گلایه اش جاری شد ،

و باران شکوه اش بارید ..

: که چرا کسی جراحات قلبش را ندید ؟!

کرور کرور چرا کنار هم چید و بارید 

شاید راست می گفت حتی من تا به دیشبی

که لب باز کرد نمی دانستم که هرگز ندیده امش !

می گفت : 

شبیه خودش شده است در خوابهای درهم و وارونه اش

گفتم : 

خوابهایت مگر چه شکلی اند ؟!

گفت :

درد همین است که خوابهایم رنگ ندارند 

شبیه بیداری هایم سیاه و سفید !

انگار از روزی که متولد گشته ام در سایه ام قفل گشته ام

اینکه زندگی می کند سایه است من نیستم !

کسی نمی بیندم ، پس کسی هم نمی شنودم !

هرگز ندیده و نشنیده اند ..

دیدم حرفهایش حسابی اند 

هرگز ندیده و نشنیده امش ..

گویی هرگز نبوده است !

و این چه تلخ ترش کرده بود ،

بلند شد دستی به شاخه های وحشت زده مجنون زد

و رفت .

دقیق تر شدم راست می گفت !

شبیه سایه رفت

 رفتنش را هم نفهمیدم ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.




نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #سیاه_و_سفید، #شاخه_های_وحشت_زده_مجنون، #باران،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 شهریور 1397 :: نویسنده : دلداده

امشب خاطره اشکبار این بیت در 
قلب هر عاشقی تکرار میشود :
شاه یکی ، ماه دوتا ، کنار نهر علقمه !



...

مگر میشود غیرت عباس را حبس کرد ؟!

هنوز زمزمه قدمهای حیدریت در علقمه می آید !

هنوز شمیم نگاهت در نخلستان غوغا به پا می کند ..

عباس !

گلوی عالم گرفتار نام توست 

مگر میشود تو را خلاصه کرد ؟!

مگر میشود تو را تفسیر به رای کرد ؟!

تویی آیینه بی زوال محبت خداوندی
 
عشق از دامنه های نام با کرامتت منشعب می شود

دوست داشتنت کار دل است و فرضِ عقل !

هر قلبی کنار نهر علقم پایین پای تو به خاک می افتد 

و می شکند و می شکند و می شکند ..

به گمانم فردا باران خواهد بارید و آب رجز خواهد خواند

و ابرها متلاطم دیدارت خواهند بود

به گمانم فردا روز توست و روز دلجویی از 

زیباترین قلب عالم که برای مشکی آب شکست 

قلبی که خدا خواهانش بود ..

فردا روز طلوع زیباییهای قلب توست ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #نخلستان، #باران، #حاج_مرزوق، #عباس،
لینک های مرتبط :
جمعه 16 شهریور 1397 :: نویسنده : دلداده


...

هر روز از رویای آمدنت فاصله می گیریم 

اما آمدنت قطعی است .

این را عقل می گوید !

اما جواب دل را چه دهیم ؟!

او به زمان دل نبسته است

این بعدبعید دل را از پا در می آورد .

ای نسیم ، ای باران 

و ای حوالییی ..

اگر چیزی می دانید بگویید 

دل محرم رویاست !


...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #حوالی، #نسیم، #باران، #محرم_رویا،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...

دانلود آهنگ

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات