شنبه 14 بهمن 1396

امن یجیب

   نوشته شده توسط: دلداده    


این روزها عجیب امن یجیب خوانیم ...
دلتنگی ما را علاجی نیست !


...

کوچه ، آتش ، چادر ، ریسمان ، مادر 

نگاه کودک ، تازیانه ، دود ، خاکستر ، مسمار 

اینها که خواندی دیکته شبت باید باشد هر شب !

این روزها حال مادر خوب نیست !

حضرت مادر راهی معراج است ..

حضرت مادر عزم رفتن دارد !

قلبمان چگونه صبور باشد در رفتن تلخت !

جای خالی تو ، سجاده ات بی تو !

خانه بی تو یعنی خداحافظ روزهای آرامش و قرار 

بی تو حیات جامه ای پاره  است و سرما می خشکاند جانمان را 

می روی تو که قرار عالمی !

پشت آن در چه بر دلت گذشت خدا می داند !

چه بر دل علی گذشت خدا می داند !

خدا به داد دل مهدی ات برسد این روزها ..!

حال دلمان خوب نیست حضرت مادر ..

وقتی قرار نباشد کجا آراممان باشد ؟!

نور تو را ، فریاد توحیدی تو را ، قیام ولایی تو را

تاب نیاوردند خفاشان بی نسب !

لعنت کائنات و قلبهای سوخته ما بر ریشه ظالم !

در این روزها نگاهت را تنها می خواهم ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت ، #حضرت_مادر ، #جامه_ی_پاره_ی_حیات ، #خفاشان_بی_نسب ،

شنبه 14 بهمن 1396

جزیره درد

   نوشته شده توسط: دلداده    


...

چقدر کامم تلخ وقایعی است که هستند اما ،

قلبم قادر نیست باورشان داشته باشد ..

من ساکن جزیره دردم ، مهاجر سرزمین عشق !

اجدادم همه عاشق بودند و من از تبار مهربانی ام !

دلم می تپد برای درد درخت ، رنج شکوفه ، 

بی خانمانی سنجابهایی که دست خشکاننده

 نا آدمیان محل زیستشان را گرفت !

برای زخمهایی که طبیعت خورد از بشر آخرالزمان !

ببین ، چند سال است راهی دیار خویشم و نمیرسم !

نمیرسم ؛ چراکه دست و زبان و قصد همین ناآدمیان

آرمانها را از لوح تقدیرمان دور می کند ...

آری ، ساکن جزیره دردم

 و راهی برای نجات جز منجی نمی بینم !

هرگز خو نکرده ام به دیار وحشت دنیا !

دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست

کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست !

( وحشی )



برچسب ها: #چراغ_محبت ، #جزیره_ی_درد ،

دوشنبه 9 بهمن 1396

مطلب رمز دار : آخرین نامه !

   نوشته شده توسط: دلداده    

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


شنبه 7 بهمن 1396

عشق را دیده ام !

   نوشته شده توسط: دلداده    



 از زمین اوج گرفته است غبری که مراست 
ایمن از سیلی موج است کناری که مراست
چشم پپشیده ام از هر چه درین عالم هست
چه کند سیل حوادث به حصاری که مراست ؟
...

قامتی شکسته دارد عشق در تصورم 

من عشق را دیده ام تمامی اش را !

عشق برق چشمهای زییای علی است در برابر زهرا 

و لبخند حیاتبخش فاطمه در قاب نگاه علی !

من عشق را دیده ام در دستهای خسته و پینه بسته علی 

در نیمه شبهای کوفه و سر بالین مستضعفی که به

 زبان عشق قلبش ضجه می زد : علی ، علی ...

من عشق را در ظهرگاهی دیدم در کوچه های مدینه ؛

که برای نیاز احتمالی قلبی شکسته ؛

مردی  دوان دوان می رفت .

پرسیدند : 

چنین به شتاب در این عرق ریزان

 تابستان کجا راهی شده ای ؟

گفت : 

می روم چون قلبم خوانده است پایم را 

که شاید در کوچه پس کوچه های دنیا کسی

 صدایش به پناه بلند شود 

و من که حضرت پناهم باید که آنجا باشم !

من عشق را دیدم در آمدن مردی که قدمی

 می آمد و قدمی می افتاد.

ودر آن ثانیه سخت صدای قلبش شنیدنی بود

 و می شکست پای همه احساس عالم را

عشق را در فوران آتشی دیدم که دری بی پناه را

 احاطه کرده بود  و مادری تنها پشت دری که پناه عالم بود 

یگانه عالم در آتش کینه و خدانشناسی بی صفتان می سوخت

 و اما غیرتش نمی گذاشت دست غیر به اهل خانه برسد !

عشق را در ثانیه ثانیه فاطمه و علی دیدم !

عشق را در تولد شهادت محسن علیه السلام دیدم !

من همه عشق را دیده ام در خانه کاهگلی که بوی غریب

عشق از سقف و دیوار و درش می بارید ...

سلام بر آغاز غریب دهه ای عظیم !

سلام من به فاطمیه !

سلام من به عشق علیه السلام ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت ،

پنجشنبه 5 بهمن 1396

مصلوب غمهای مهاجم

   نوشته شده توسط: دلداده    


...

من مصلوب غمهای مهاجمم !

غربت نام دیگر من است !

من شبیه بارانی ام که هرگز نبارید !

شبیه رویای نیامده !

دلم تنگ حوالی است !

می دانم خواهی گفت باز تکرار حوالی و غم !

اما قلب من خانه زاد حوالی است ..

پای رفتنم نیست !

پای رفتنم را گرفته اند سیلابها !

اسیر نرفتنها گشته ام  ..

این پایین جای دلتنگی های من نیست !

همه باید برویم !

آبها از خیلی وقت پیش راه افتاده اند 

به سمت حوالی جاریند !

و بهارها و شکوفه ها !

بوی نرفتن می آزارد جانم را ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.



برچسب ها: #چراغ_محبت ، #مصلوب_غم_های_مهاجم ،

تعداد کل صفحات: 76 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...