سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
پنجشنبه 18 مرداد 1397 :: نویسنده : دلداده

پایان انتظار چشمهای مرا پایانی هست ، آیا ؟!
اگر نمره انتظارم مردودی نباشد ..!
مردود که هیچ ؛
 ترسم مشروط  آرزوی سالها چشم انتظاریم شود 


...

عشق یعنی شاید ؛ 

آنقدر بزرگ شده ای که جناب عشق به تو اعتماد کند

و بارقه ای از گوهر پرورده جانش را به قلبت بسپارد

عاشق و معشوق دو واژه اند 

اساس بارقه عشق است 

و قلب در معرض آزمون تو ! 

...
اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #مشروط، #بارقه_عشق، #جناب_عشق،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 مرداد 1397 :: نویسنده : دلداده

راست می گفت که اسیر عاداتیم 
اما راهش را نگفت ، راهش را رفت ! 

...

در زندگی شکل نگیر 

قالب نباش !

مکعب و مستطیل و هشت ضلعی فرقی ندارد .

خودت باش ، آنی باش که برایش خلق شده ای !

و این نجوای فطرت بود با نفس !

اما مرد می خواهد که در تنگنای دنیای دون 

سرو آزاده باشی که از هر چه رنگ تعلق بگیرد آزاد است !

مشکل نشنیدنهای حرفهای زیبای فطرت اینجاست که 

من از تک بعدی محبوس خودم به خودم نگاه میکنم 

و او از عالمی بیرون از سلول تک رنگ من !

اگر می توانستم یک قدم از دایره سلولی ام فاصله بگیرم

شاید فهم حرفهایش سهل تر می آمد !

من محبوس کرده ام روح و روانم را در

 تک سلولی تک بعدی تک رنگی !

که زندانبان ندارد و قفلی ندارد ..

من هم شاید اسیر عادات گشته ام 

عادت به بودن در قالبها و شکلها !

وگرنه بقول سهراب :

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد وقتی خالقشان یکی است !

عادت به پیله داشتن و در پیله نفس کشیدن

و حال پروانه شدنم نیست شاید !

و شاید زیبایی پرواز را نمی دانم 

و شاید از عالم کبیر فراسوی سلول عادات می ترسم !

عادت به زندگی در پیله تنگ و تاریک چه زیبایی دارد که عادت کنیم

و پرواز چه از زیبایی کم دارد که از آن گریزانیم ، من نمی دانم .

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .






نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #تک_سلولی، #تک_رنگ، #پیله، #سهراب_سپهری،
لینک های مرتبط :
جمعه 12 مرداد 1397 :: نویسنده : دلداده

تک مصرعهای من تمامی ندارند : 
در تنگنای مرثیه ذوقم شکفته شد ! 
:
که درد بی حاصل هرگز ندیده ام !

...

لطفا ، کروکی بیت الرجاء که هستید را به 

منِ ساکن بیچارگی هم بدهید 

هراز گاهی که هم شده مهمانتان شوم

کفایتم می کند !

دمی باشم در آنات مسرور شما 

قلبم آرام می گیرد !

بیچاره از بس فریاد زده صدایش گرفته است 

لج کرده کند می زند و گاهی قهر می کند و تند می زند !

کمی از لبخندتان را قرض می خواهم !

و کمی از خواب آرامتان که شبیه تسبیح ملایک است

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #تنگنای_مرثیه، #کروکی_بیت_الرجاء، #بیت_الرجاء،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 7 مرداد 1397 :: نویسنده : دلداده


حرفهایی که به اصرار من از خواب بلند می شوند
انتظار بیشتر نباید !

...

روزگار غریبی است 

و این حرارت مرداد نیست که گداخته ات می کند 

این تب تند بیقرار آینده ای است 

که گمان داشتی آمدنی است 

و حالا در بهارهای به یغما رفته ات 

رد زمستان می بینی 

 و بهاران هزاران سلسله وهزاران پرده از تو فاصله دارد 

این آتش مذاب نگاه نیم روزهای مردادی نیست 

که می خشکاند آبهای متلاطم آرزوهایت را 

این انعکاس ناآدنی آدمیانی است

که فکر می کردی هم مسیر راه هبوط تواند 

اینجا به وقت غروب آرزوها 

من ، حوالی غم گرفته و شعر ناتمام آمدن !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #حوالی، #نیم_روز_های_مردادی، #غروب_آرزوها،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 4 مرداد 1397 :: نویسنده : دلداده


( بی رنگ نوشتم فقط خودت بخوانی 
خواندی پاره کن ! )
کاش می شد پرونده بدیهایم گم شود 
اجازه خدا :
اگر می شود المثنی صادر کنید !
با تشکر : بنده ای که قرار است پرونده 
بدیهایش گم شود و تو ببینی و بخندی 
و بگویی المثنی صادر کنید 
انگار امید دارد به حکم من ! 
...
این روزها و این حجم از قیاسها

شاید به غلط به زبانم انداخت 

که در سی چند بهار زندگیت چه داری ؟!

بعد در جواب پرسش بی اساس خودم 

دیدم تو همه چیز داری !

همه چیز از چه و هیچ از چه ؟!

تو هیچ از دنیا نداری نگذاشتند داشته باشی

تو از جرم ماده چیزی نداری 

اما ناخواسته خدا رندی را برایت پسندید

تو شیخ جولایی و هیچ از کراهت ماده نداری

اما دارایی ، داراترینی ،

قلبی داری به وسعت خدا خواهیت !

روحی به سبکبالی رفقایی که رسمشان ورد زبانت بوده و هست

که گمشان نمی کنی در ازدحام مدرنیته و بازی 

کثیف سلبریتی و آقازادگی !

خونشان برایت هنوز مقدس است

رسمشان در رسمت غریبه نگشته است

از زندگی اعیانی و لاکچری بازی که درآورده اند بیزاری.

تو پر پرواز داری و سبکبالینگو نه ، 

نگو گوشه خانه قدیمیت مانده ای و پرت قیچی شده

بیا از دور خودت را نگاه کن در این وارونگی
 
در این دقایق وحشتناک آخرالزمان که بازی می سازند

 و خود از بازیشان بازی می خورند تا بیشتر بخورند

و ثانیه ای دوربین زوم خدا را ندارند بالا سرشان 

و سر تکان دادنهای ماموران خدا را 

و زندگیشان شده کثافت خودنمایی 

و سلفی های حقارت نفس و عـَرضه های نداریشان !!!

آنکه دارد به رخ نمی کشد چون تو که نیاز نداری به رخ کشی

روحت غنی است و التیام دردهایت نگاه خدا 

راست می گفتی و راست می گویی 

جدا از اینکه من همیشه مخالف خوان بودم در سختی ها 

می دانی و می داند آزرده بودم و هستم 

ملول زندگی دنیایم از ابتدا !

اما با این همه تو راست می گفتی خیلی زیباست ؛

نگاه لبخند خدا ... 

این لحظات به این فکر می کنم خدا چقدر غریب است 

آنهم بین بندگانش که قسمشان را خورده 

به خاطر خلقتشان حرف شنیده 

نوح راست می گفت و مضمون امروزیش حرف همیشه توست

نمیخواهم آفریدگار را ناامید کنم !

من دوست دارم این اعتراف را 

همیشه گفته ام یک باختن را در زندگی همیشه پرستیده ام

باختن مقابل علم و خواست خدا !

چقدر همه دارند به شتاب از خدا دور می شوند 

شیطان با همان خشت دنیا که عیسی دورش انداخت

دارد بنده می خرد و در این سوداگری 

تو هیچ نداری اما آن سمت عالم تو خدا را داری 

و معامله ای که نکرده ای و کاش هیچکس نمی کرد !!

پ.ن: تعجب نکن بندگان خدا اسباب اراده الهی اند 
این نوشتنم از اراده اوست ، نگاهش مبارکت باشد .

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #مخالف_خوان، #سلبریتی، #لاکچری، #شیخ_جولا،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 86 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟









جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
..........

دانلود آهنگ جدید