سردار بی نشان درخواست لینک پذیرفته نمی شود ... tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com 2018-08-15T11:33:43+01:00 mihanblog.com به افق عشق 2018-08-13T02:23:35+01:00 2018-08-13T02:23:35+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1206 دلداده آسمان آرزوی زمین کرد امشب و زمین مستغرق سرور ! ... در پیوند آفتاب و مهتاب عشق متولد شد و همه عالم به شکرانه این پیوند دو رکعت آرامش به افق اعلی عشق گذاردند .و عشق در تبسم رضایت دو نور بالید و منتشر گشت زمان به وقت عاشقی به سبک آفتاب و لبخند شیرین رضایت مهتاب !امروز هر صلاتی به افق عشق خوانده خواهد شد دو رکعت شکرانه به افق عشق قربه الی الله ...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
آسمان آرزوی زمین کرد امشب 
و زمین مستغرق سرور ! 

...

 در پیوند آفتاب و مهتاب عشق متولد شد 

و همه عالم به شکرانه این پیوند 

دو رکعت آرامش به افق اعلی عشق گذاردند .

و عشق در تبسم رضایت دو نور بالید و منتشر گشت 

زمان به وقت عاشقی به سبک آفتاب 

و لبخند شیرین رضایت مهتاب !

امروز هر صلاتی به افق عشق خوانده خواهد شد 

دو رکعت شکرانه به افق عشق قربه الی الله 

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .

]]>
نمره انتظار 2018-08-08T22:51:55+01:00 2018-08-08T22:51:55+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1200 دلداده پایان انتظار چشمهای مرا پایانی هست ، آیا ؟!اگر نمره انتظارم مردودی نباشد ..!مردود که هیچ ؛ ترسم مشروط  آرزوی سالها چشم انتظاریم شود ...عشق یعنی شاید ؛ آنقدر بزرگ شده ای که جناب عشق به تو اعتماد کندو بارقه ای از گوهر پرورده جانش را به قلبت بسپاردعاشق و معشوق دو واژه اند اساس بارقه عشق است و قلب در معرض آزمون تو ! ...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
پایان انتظار چشمهای مرا پایانی هست ، آیا ؟!
اگر نمره انتظارم مردودی نباشد ..!
مردود که هیچ ؛
 ترسم مشروط  آرزوی سالها چشم انتظاریم شود 


...

عشق یعنی شاید ؛ 

آنقدر بزرگ شده ای که جناب عشق به تو اعتماد کند

و بارقه ای از گوهر پرورده جانش را به قلبت بسپارد

عاشق و معشوق دو واژه اند 

اساس بارقه عشق است 

و قلب در معرض آزمون تو ! 

...
اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .

]]>
تک سلولیِ تک رنگ 2018-08-06T08:43:31+01:00 2018-08-06T08:43:31+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1185 دلداده راست می گفت که اسیر عاداتیم اما راهش را نگفت ، راهش را رفت ! ...در زندگی شکل نگیر قالب نباش !مکعب و مستطیل و هشت ضلعی فرقی ندارد .خودت باش ، آنی باش که برایش خلق شده ای !و این نجوای فطرت بود با نفس !اما مرد می خواهد که در تنگنای دنیای دون سرو آزاده باشی که از هر چه رنگ تعلق بگیرد آزاد است !مشکل نشنیدنهای حرفهای زیبای فطرت اینجاست که من از تک بعدی محبوس خودم به خودم نگاه میکنم و او از عالمی بیرون از سلول تک رنگ من !اگر می توانستم یک قدم از دایره سلولی ام فاصله بگیر
راست می گفت که اسیر عاداتیم 
اما راهش را نگفت ، راهش را رفت ! 

...

در زندگی شکل نگیر 

قالب نباش !

مکعب و مستطیل و هشت ضلعی فرقی ندارد .

خودت باش ، آنی باش که برایش خلق شده ای !

و این نجوای فطرت بود با نفس !

اما مرد می خواهد که در تنگنای دنیای دون 

سرو آزاده باشی که از هر چه رنگ تعلق بگیرد آزاد است !

مشکل نشنیدنهای حرفهای زیبای فطرت اینجاست که 

من از تک بعدی محبوس خودم به خودم نگاه میکنم 

و او از عالمی بیرون از سلول تک رنگ من !

اگر می توانستم یک قدم از دایره سلولی ام فاصله بگیرم

شاید فهم حرفهایش سهل تر می آمد !

من محبوس کرده ام روح و روانم را در

 تک سلولی تک بعدی تک رنگی !

که زندانبان ندارد و قفلی ندارد ..

من هم شاید اسیر عادات گشته ام 

عادت به بودن در قالبها و شکلها !

وگرنه بقول سهراب :

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد وقتی خالقشان یکی است !

عادت به پیله داشتن و در پیله نفس کشیدن

و حال پروانه شدنم نیست شاید !

و شاید زیبایی پرواز را نمی دانم 

و شاید از عالم کبیر فراسوی سلول عادات می ترسم !

عادت به زندگی در پیله تنگ و تاریک چه زیبایی دارد که عادت کنیم

و پرواز چه از زیبایی کم دارد که از آن گریزانیم ، من نمی دانم .

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


]]>
تنگنای مرثیه 2018-08-03T18:34:45+01:00 2018-08-03T18:34:45+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1182 دلداده تک مصرعهای من تمامی ندارند : در تنگنای مرثیه ذوقم شکفته شد ! :که درد بی حاصل هرگز ندیده ام !...لطفا ، کروکی بیت الرجاء که هستید را به منِ ساکن بیچارگی هم بدهید هراز گاهی که هم شده مهمانتان شومکفایتم می کند !دمی باشم در آنات مسرور شما قلبم آرام می گیرد !بیچاره از بس فریاد زده صدایش گرفته است لج کرده کند می زند و گاهی قهر می کند و تند می زند !کمی از لبخندتان را قرض می خواهم !و کمی از خواب آرامتان که شبیه تسبیح ملایک است...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روش
تک مصرعهای من تمامی ندارند : 
در تنگنای مرثیه ذوقم شکفته شد ! 
:
که درد بی حاصل هرگز ندیده ام !

...

لطفا ، کروکی بیت الرجاء که هستید را به 

منِ ساکن بیچارگی هم بدهید 

هراز گاهی که هم شده مهمانتان شوم

کفایتم می کند !

دمی باشم در آنات مسرور شما 

قلبم آرام می گیرد !

بیچاره از بس فریاد زده صدایش گرفته است 

لج کرده کند می زند و گاهی قهر می کند و تند می زند !

کمی از لبخندتان را قرض می خواهم !

و کمی از خواب آرامتان که شبیه تسبیح ملایک است

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .

]]>
نیم روزهای مردادی 2018-07-29T19:25:29+01:00 2018-07-29T19:25:29+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1178 دلداده حرفهایی که به اصرار من از خواب بلند می شوندانتظار بیشتر نباید !...روزگار غریبی است و این حرارت مرداد نیست که گداخته ات می کند این تب تند بیقرار آینده ای است که گمان داشتی آمدنی است و حالا در بهارهای به یغما رفته ات رد زمستان می بینی  و بهاران هزاران سلسله وهزاران پرده از تو فاصله دارد این آتش مذاب نگاه نیم روزهای مردادی نیست که می خشکاند آبهای متلاطم آرزوهایت را این انعکاس ناآدنی آدمیانی استکه فکر می کردی هم مسیر راه هبوط تواند اینجا

حرفهایی که به اصرار من از خواب بلند می شوند
انتظار بیشتر نباید !

...

روزگار غریبی است 

و این حرارت مرداد نیست که گداخته ات می کند 

این تب تند بیقرار آینده ای است 

که گمان داشتی آمدنی است 

و حالا در بهارهای به یغما رفته ات 

رد زمستان می بینی 

 و بهاران هزاران سلسله وهزاران پرده از تو فاصله دارد 

این آتش مذاب نگاه نیم روزهای مردادی نیست 

که می خشکاند آبهای متلاطم آرزوهایت را 

این انعکاس ناآدنی آدمیانی است

که فکر می کردی هم مسیر راه هبوط تواند 

اینجا به وقت غروب آرزوها 

من ، حوالی غم گرفته و شعر ناتمام آمدن !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
خواندی پاره کن! 2018-07-25T21:58:53+01:00 2018-07-25T21:58:53+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1174 دلداده ( بی رنگ نوشتم فقط خودت بخوانی خواندی پاره کن ! )کاش می شد پرونده بدیهایم گم شود اجازه خدا :اگر می شود المثنی صادر کنید !با تشکر : بنده ای که قرار است پرونده بدیهایش گم شود و تو ببینی و بخندی و بگویی المثنی صادر کنید انگار امید دارد به حکم من ! ...این روزها و این حجم از قیاسهاشاید به غلط به زبانم انداخت که در سی چند بهار زندگیت چه داری ؟!بعد در جواب پرسش بی اساس خودم دیدم تو همه چیز داری !همه چیز از چه و هیچ از چه ؟!تو هیچ از دنیا نداری نگذاشتند د

( بی رنگ نوشتم فقط خودت بخوانی 
خواندی پاره کن ! )
کاش می شد پرونده بدیهایم گم شود 
اجازه خدا :
اگر می شود المثنی صادر کنید !
با تشکر : بنده ای که قرار است پرونده 
بدیهایش گم شود و تو ببینی و بخندی 
و بگویی المثنی صادر کنید 
انگار امید دارد به حکم من ! 
...
این روزها و این حجم از قیاسها

شاید به غلط به زبانم انداخت 

که در سی چند بهار زندگیت چه داری ؟!

بعد در جواب پرسش بی اساس خودم 

دیدم تو همه چیز داری !

همه چیز از چه و هیچ از چه ؟!

تو هیچ از دنیا نداری نگذاشتند داشته باشی

تو از جرم ماده چیزی نداری 

اما ناخواسته خدا رندی را برایت پسندید

تو شیخ جولایی و هیچ از کراهت ماده نداری

اما دارایی ، داراترینی ،

قلبی داری به وسعت خدا خواهیت !

روحی به سبکبالی رفقایی که رسمشان ورد زبانت بوده و هست

که گمشان نمی کنی در ازدحام مدرنیته و بازی 

کثیف سلبریتی و آقازادگی !

خونشان برایت هنوز مقدس است

رسمشان در رسمت غریبه نگشته است

از زندگی اعیانی و لاکچری بازی که درآورده اند بیزاری.

تو پر پرواز داری و سبکبالینگو نه ، 

نگو گوشه خانه قدیمیت مانده ای و پرت قیچی شده

بیا از دور خودت را نگاه کن در این وارونگی
 
در این دقایق وحشتناک آخرالزمان که بازی می سازند

 و خود از بازیشان بازی می خورند تا بیشتر بخورند

و ثانیه ای دوربین زوم خدا را ندارند بالا سرشان 

و سر تکان دادنهای ماموران خدا را 

و زندگیشان شده کثافت خودنمایی 

و سلفی های حقارت نفس و عـَرضه های نداریشان !!!

آنکه دارد به رخ نمی کشد چون تو که نیاز نداری به رخ کشی

روحت غنی است و التیام دردهایت نگاه خدا 

راست می گفتی و راست می گویی 

جدا از اینکه من همیشه مخالف خوان بودم در سختی ها 

می دانی و می داند آزرده بودم و هستم 

ملول زندگی دنیایم از ابتدا !

اما با این همه تو راست می گفتی خیلی زیباست ؛

نگاه لبخند خدا ... 

این لحظات به این فکر می کنم خدا چقدر غریب است 

آنهم بین بندگانش که قسمشان را خورده 

به خاطر خلقتشان حرف شنیده 

نوح راست می گفت و مضمون امروزیش حرف همیشه توست

نمیخواهم آفریدگار را ناامید کنم !

من دوست دارم این اعتراف را 

همیشه گفته ام یک باختن را در زندگی همیشه پرستیده ام

باختن مقابل علم و خواست خدا !

چقدر همه دارند به شتاب از خدا دور می شوند 

شیطان با همان خشت دنیا که عیسی دورش انداخت

دارد بنده می خرد و در این سوداگری 

تو هیچ نداری اما آن سمت عالم تو خدا را داری 

و معامله ای که نکرده ای و کاش هیچکس نمی کرد !!

پ.ن: تعجب نکن بندگان خدا اسباب اراده الهی اند 
این نوشتنم از اراده اوست ، نگاهش مبارکت باشد .

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
احوال دل 2018-07-24T18:54:51+01:00 2018-07-24T18:54:51+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1169 دلداده ...دلم داشت می گریست !احوالش جویا شدمخندید !رنگها از تلخند دل خشکیدند و فصلها کوچیدند خورشید متبسم بود که متعجب گشتو ماه انگشت حیرت بر دهان نهاد .شمع بی صدا خوابید و آب ایستاد ......اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
...

دلم داشت می گریست !

احوالش جویا شدم

خندید !

رنگها از تلخند دل خشکیدند 

و فصلها کوچیدند 

خورشید متبسم بود که متعجب گشت

و ماه انگشت حیرت بر دهان نهاد .

شمع بی صدا خوابید 

و آب ایستاد ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .

]]>
خوان بلا 2018-07-20T20:02:58+01:00 2018-07-20T20:02:58+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1166 دلداده کمتر بگرد دور سرم ماه خسته شد !باران نیامده بیتاب قطره شد !ما را بخوان به خان بلا رند تشنه ایم ..سیراب ثانیه های مرفهیم ....گاهی وقتی زنده ای معنای حیات بعد از مرگ را می چشیپس بیا و نبرد با عالم سفلی نکن که عالم تو نیستو این جنگ نابرابر خسته ات می کند !شکستنت را فریاد نکن که با این اعترافآرزوها اعتمادشان را به رسیدنت از دست می دهند .گاهی رویاهایی که نیامده می روند عادتت می دهند به از دست دادن و هر رویا که می رود بخشی از تو را می برد حسی از زندگی را در تو کور می کند&nbs
کمتر بگرد دور سرم 
ماه خسته شد !
باران نیامده بیتاب قطره شد !
ما را بخوان به خان بلا 
رند تشنه ایم ..
سیراب ثانیه های مرفهیم .
...

گاهی وقتی زنده ای معنای حیات بعد از مرگ را می چشی

پس بیا و نبرد با عالم سفلی نکن که عالم تو نیست

و این جنگ نابرابر خسته ات می کند !

شکستنت را فریاد نکن که با این اعتراف

آرزوها اعتمادشان را به رسیدنت از دست می دهند .

گاهی رویاهایی که نیامده می روند 

عادتت می دهند به از دست دادن 

و هر رویا که می رود بخشی از تو را می برد 

حسی از زندگی را در تو کور می کند 

رگی از هوشیاری را در جانت می گیرد ...

...
اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .



]]>
شاخه عدم 2018-07-18T14:10:18+01:00 2018-07-18T14:10:18+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1156 دلداده رویایی پر زد بر شاخه عدم نشست و افسانه اش بر جان نشست ....بر می گردی و عقب را نگاه می کنیتویی و هزاران راه نرفته برای خوبی کردن !و این افسوسی بر دلت می گذارد که ؛ طعمش جانت را تلخ می کند .و اگر توانسته باشی کمی خوب بودن را مشق کنیباز حسرت خود خوب بودن روحت را می آزاردانسان است و ممکن الوجود بودن !و وسعش رنجور !اما قلبی دارد که در آنی تمام کائنات در آن مجتمع گردند و قدرتی به وسعت دشتهای نامحدود عشق !که منعطفش می سازد و با تمام قوا و هیبتاشکش را جاری می کند و دلش منشور ش
رویایی پر زد 
بر شاخه عدم نشست 
و افسانه اش بر جان نشست .

...

بر می گردی و عقب را نگاه می کنی

تویی و هزاران راه نرفته برای خوبی کردن !

و این افسوسی بر دلت می گذارد که ؛

 طعمش جانت را تلخ می کند .

و اگر توانسته باشی کمی خوب بودن را مشق کنی

باز حسرت خود خوب بودن روحت را می آزارد

انسان است و ممکن الوجود بودن !

و وسعش رنجور !

اما قلبی دارد که در آنی تمام کائنات در آن مجتمع گردند 

و قدرتی به وسعت دشتهای نامحدود عشق !

که منعطفش می سازد و با تمام قوا و هیبت

اشکش را جاری می کند و

 دلش منشور شکستنها می شود.

انسان با همینها انسان است !

می اندیشیدم به رفتن غریبانه مخلوقات خدا ، یکی یکی !

و متاثر تسلیمشان بودم .

و دمی گذشت و در اثنای صلاه رسیدم به 

غربت بی نظیر کوچ انسان از خاک ،

به جایی می رود که نخواسته است و نمی شناسد 

از جایی که خو گرفته و می شناسد !

و دمی دیگر گذشت و دیدم خطاست اندیشه ام

از گذرگاهی موقت به موطنی شریف می رود

برمی گردد به منزلی که از آن تنزل کرده بود 

و اثر این آمد و شد قد کشیدن باید باشد !

چقدرش را نمی دانم باید که اهل قد کشیدن بود

اما قلب است دیگر ، می گیرد ، دلتنگ می شود

برای هر آنکس و هر آنچیزی که مانوسش بوده است

و امروز از آن روزهایی است که دنیا قد 

پیراهن یک سالگی ام تنگ شده است 

برایم و روانم را می آزارد ...

باید گذر کرد ، چه چاره از بُعد ماده !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
ابتدای شب 2018-07-17T11:28:25+01:00 2018-07-17T11:28:25+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1153 دلداده هنوز ابتدای شب است و تا فلق راه بسیار استتا سپیده صبح راهی است به اعتبار انتظار تو !...دلم مطالباتی دارد !معوقاتی دارد !مدت مدیدی است که به نجواهایش گوش نسپرده ام حرفهایش از جنس حقیقتند اما همه را از حفظم .و دستهایم خالی !دیگر کائنات دست به دعا شده اند ،و تسبیحات متصل باران به درگاه خدا آغاز گشته استعالم را تشویشی از جنس بی پناهی گرفته استملجاء این بی پناهی کجاست ؟آواره کدام دشت و بیابان ؟!این چاه ویلی که بشر در قلب مدرنیته حفر کرده استپای همه بنی آدم را گرفتار می کند مگر درآویخ

هنوز ابتدای شب است 

و تا فلق راه بسیار است

تا سپیده صبح راهی است به اعتبار انتظار تو !

...

دلم مطالباتی دارد !

معوقاتی دارد !

مدت مدیدی است که به نجواهایش گوش نسپرده ام 

حرفهایش از جنس حقیقتند اما همه را از حفظم .

و دستهایم خالی !

دیگر کائنات دست به دعا شده اند ،

و تسبیحات متصل باران به درگاه خدا آغاز گشته است

عالم را تشویشی از جنس بی پناهی گرفته است

ملجاء این بی پناهی کجاست ؟

آواره کدام دشت و بیابان ؟!

این چاه ویلی که بشر در قلب مدرنیته حفر کرده است

پای همه بنی آدم را گرفتار می کند 

مگر درآویختگان به حصن محبت !

و هر یک قدم که به این ملجاء نورانی قلب نزدیک تر می شود

شوقی مشتاق جانش را مشتعل می کند

و با هر قدمی که دور می شود قلبش یخ می زند 

دریچه قلبها را به روی حقیقت نباید بست

که اگر چنین شود گرفتار همان چاه ویل خواهیم شد

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است . 

]]>
جابجایی 2018-07-14T07:14:00+01:00 2018-07-14T07:14:00+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1149 دلداده ...شاید این جابجایی های دنیایی یاد خاطرمان را به جابجایی هایی بیاندازد که با آمدنت در جان عالم خواهد افتاد ...این رفتنها و کم شدنها غربت غیبت اجباریت را افزون می کندخیلی وقت است با دلم نجوا نکرده ای و نوازش نگاهت که جانم خوب مفهمش بود کجاست بوی تنت یوسف جان ؟!کجاست عطر نگاهت ؟کجاست مهربانی دستهایت باغبان عالم ؟باغها همگی خشکیدند و سرابِ سرد حیله گران جهان را سراسر غرق تباهی کرده است .اینجا عطر تو را ندارد اینجا و همه جا تو را کم دارد ...اینجا کماکان چراغی از مح

...

شاید این جابجایی های دنیایی یاد خاطرمان را 

به جابجایی هایی بیاندازد که با آمدنت 

در جان عالم خواهد افتاد ...

این رفتنها و کم شدنها غربت غیبت اجباریت را افزون می کند

خیلی وقت است با دلم نجوا نکرده ای 

و نوازش نگاهت که جانم خوب مفهمش بود 

کجاست بوی تنت یوسف جان ؟!

کجاست عطر نگاهت ؟

کجاست مهربانی دستهایت باغبان عالم ؟

باغها همگی خشکیدند و سرابِ سرد حیله گران 

جهان را سراسر غرق تباهی کرده است .

اینجا عطر تو را ندارد اینجا و همه جا تو را کم دارد 

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
حوصله صبر 2018-07-11T13:03:36+01:00 2018-07-11T13:03:36+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1148 دلداده برای نیامدنت وقت زیاد است برای آمدنت ثانیه ها حوصله صبر را می برند کجاست روزگار سبز رهایی ؟...عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید کار جهان سالهاست یکسره است وقتی بالاسرش صاحب نباشد عاشق نشده است عشق خلاصه لبخند اوست و خلاصه تبسمش ، تمام جهان !...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
برای نیامدنت وقت زیاد است 
برای آمدنت ثانیه ها حوصله صبر را می برند 
کجاست روزگار سبز رهایی ؟
...

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید 

کار جهان سالهاست یکسره است 

وقتی بالاسرش صاحب نباشد عاشق نشده است 

عشق خلاصه لبخند اوست 

و خلاصه تبسمش ، تمام جهان !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


]]>
شاد اولاسان 2018-07-10T09:10:14+01:00 2018-07-10T09:10:14+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1147 دلداده ......آخریمیزه بِله گتیجینن سن بیزیم گچینه جاغمیزدان شاد اولاسانبیز دنیادان دینجلخ ......روز و شب یکی است وقتی ؛ حقیقت نتابد !بارش و خشکسالی تفاوتی ندارداگر زمینی برای سبز گشتن یا زرد شدن نباشد !مرگ یا زندگی فرقی نمی کند اگر زنده ای نباشددل یا گِل چه فرق دارد اگر محبت نباشد ! آرزوهای هیچ قلبی نمی خشکد اگر تبر دستمان نباشد...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
...

...

آخریمیزه بِله گتیجینن سن بیزیم گچینه 
جاغمیزدان شاد اولاسان
بیز دنیادان دینجلخ ...

...

روز و شب یکی است وقتی ؛ 

حقیقت نتابد !

بارش و خشکسالی تفاوتی ندارد

اگر زمینی برای سبز گشتن یا زرد شدن نباشد !

مرگ یا زندگی فرقی نمی کند اگر زنده ای نباشد

دل یا گِل چه فرق دارد اگر محبت نباشد ! 

آرزوهای هیچ قلبی نمی خشکد اگر تبر دستمان نباشد

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
رثای تو 2018-07-09T07:42:17+01:00 2018-07-09T07:42:17+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1141 دلداده خواستم در رثایت کلامی بگویم از بزرگی غربتت که همچو منِ ناچیزی منتسب مکتب توام شرم نمودم ..در غربتت همین بس که ماییم شیعه تو !...قدری سیاهیهای لفیفِ دل را کنار بزنببین چیزی بنام دل هنوز مانده است ؟!شعله های معصیت زمانه را می سوزاند و صاحب زمانه و خانه در غربتی محزون !برای جهان نسخه نسازند یهود ،که آرماگدون حیله ای سوخته است در آستینشاناز وعده خدا آنچنان هراسانند که شده کابوسشان.خیال فتح دارند اما در کرانه رودی عظیم روزی بدستشریف ترین تبار و عالیترین نسب و زیباترین عزیز عالمدر
خواستم در رثایت کلامی بگویم 
از بزرگی غربتت که همچو منِ ناچیزی 
منتسب مکتب توام شرم نمودم ..
در غربتت همین بس که ماییم شیعه تو !

...

قدری سیاهیهای لفیفِ دل را کنار بزن

ببین چیزی بنام دل هنوز مانده است ؟!

شعله های معصیت زمانه را می سوزاند 

و صاحب زمانه و خانه در غربتی محزون !

برای جهان نسخه نسازند یهود ،

که آرماگدون حیله ای سوخته است در آستینشان

از وعده خدا آنچنان هراسانند که شده کابوسشان.

خیال فتح دارند اما در کرانه رودی عظیم روزی بدست

شریف ترین تبار و عالیترین نسب و زیباترین عزیز عالم

در خاک مذلت خواهند نشست .

و برابرشان نه ما که قدرتی عظیم از جانب خداست 

که موید به وعده خداست که کسی را توان مخالفتش نیست

و برابرشان کسی است که کسی قدرت ایستادن

برابر اندیشه پاک و مطهرش نیست !

با هم بیاویزید و هر چه در مخیله دارید بیاورید

هر چه در اذهان بیمارتان و زیرمیزهای معامله تان و روی میزهاتان

و در آستین نقابداران این سمت جنگ که گمان دارند اگر ما 

نمی شناسیمشان ، خدا هم نمی شناسدشان که ؛

خدا به اسم و نشانی و پیشانی مهر کرده می شناسدشان .

بیاورید هر چه در توان دارید که شما محتوم به شکستید 

و در کنار نهری عظیم برابر قدرتی موید از جانب خدا 

کن فیکون خواهید گشت و این در عهدین رفته است 

و شما باخبرترینید به این وعده و تحریف نتیجه ترس شدیدشماست

به وعده قرآن منتظر باشید که ما هم از منتظرانیم تا 

سرنوشت اعمال سوء شما و فصل آخر زندگیتان رقم خورد .

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


]]>
مشکِ محبت 2018-07-07T23:14:06+01:00 2018-07-07T23:14:06+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/1137 دلداده ...*** قلب ، شاهراهی است به ملکوتاگر محبت کانونش گردد و از مشک محبت دمی عایدش گرددپرواز میسرش شود .. ***********ای کاش نشانی جایی را داشتم که هیچ یک ازفرزندان آدم ساکنش نباشد و پناه می بردم بهبی آذاریش ، این سایه بلند اعمال بنی بشرشیشه های دلم را شکسته است ..نشانی منزلی در فراسوی عالم ماده که هیچ انسان متنفسی در جوش نفس نکشد ...من باشم و نسیم !من باشم و باران !من باشم و گنجشکها و یاکریم ها ...من سایه ای ندارم تا آذار نسیم و باران باشدمن ، روحم درد دارد ..شاید  مرگی ر

...

*** قلب ، شاهراهی است به ملکوت

اگر محبت کانونش گردد 

و از مشک محبت دمی عایدش گردد

پرواز میسرش شود .. ***

********

ای کاش نشانی جایی را داشتم که هیچ یک از

فرزندان آدم ساکنش نباشد و پناه می بردم به

بی آذاریش ، این سایه بلند اعمال بنی بشر

شیشه های دلم را شکسته است ..

نشانی منزلی در فراسوی عالم ماده که هیچ 

انسان متنفسی در جوش نفس نکشد ...

من باشم و نسیم !

من باشم و باران !

من باشم و گنجشکها و یاکریم ها ...

من سایه ای ندارم تا آذار نسیم و باران باشد

من ، روحم درد دارد ..

شاید  مرگی را می خواهم که از تیرگی

ماده برهاند بند دلم را ..

و شاید زندگی که مرگ می دهد ! 

و این زندگی در ثانیه های تلخ آخرالزمان نیست

و زندگی ثانیه های حضور منجی است 

اگر ثانیه هایم فرصت دیدار دارند که ماندن چاره است

و اگر قرار ثانیه هایم نیست ماندن و دیدن رفتنم آرزوست

تعجیل در رفتنم آرزوست ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .

]]>