سردار بی نشان tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com 2017-08-21T19:38:46+01:00 mihanblog.com بلندپرواز 2017-08-21T12:18:11+01:00 2017-08-21T12:18:11+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/281 دلداده ...هر چه می تکانم سنگین تر می شود دل را می گویم !هر چه از گرد و غبار غم می تکانمش پرتر از قبل می شود ..دل بلند پرواز است ،چه می شود کرد !...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.
...

هر چه می تکانم سنگین تر می شود 

دل را می گویم !

هر چه از گرد و غبار غم می تکانمش 

پرتر از قبل می شود ..

دل بلند پرواز است ،

چه می شود کرد !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.
]]>
سقف آرزوها 2017-08-19T13:13:35+01:00 2017-08-19T13:13:35+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/280 دلداده ...امروز همه اش به خاطره بازی گذشت !جز خاطره چیزی ندارد دل ..یادت هست آن کارت پستال کودکی !تصویر بابانوئل با یک گونی پر از هدیه های رنگی !قلبت چه بزرگ بود ..من فهمیدم !خواستی بگویی دلت می خواست همه آن هدیه ها را برایم بیاوری اما توانش را نداشتی !اما تصویرش را که می توانست بیاوری ،پس نقش آرزوهایت را برایم آوردی !نقش آرزوهایی که سقف نداشت ..وسعتی زیبا داشت .من فهمیدم محبتت را .....اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
...

امروز همه اش به خاطره بازی گذشت !

جز خاطره چیزی ندارد دل ..

یادت هست آن کارت پستال کودکی !

تصویر بابانوئل با یک گونی پر از هدیه های رنگی !

قلبت چه بزرگ بود ..

من فهمیدم !

خواستی بگویی دلت می خواست 

همه آن هدیه ها را برایم بیاوری 

اما توانش را نداشتی !

اما تصویرش را که می توانست بیاوری ،

پس نقش آرزوهایت را برایم آوردی !

نقش آرزوهایی که سقف نداشت ..

وسعتی زیبا داشت .

من فهمیدم محبتت را ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
دهه مدرن 2017-08-19T11:20:11+01:00 2017-08-19T11:20:11+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/279 دلداده ...یادته گروه فوتبال الکیمون .. مثل همیشه مدیر تو بودی .. می خواستی تقسیم کنی کی کجا باشه ،من به لنگه پا کناری وایمیستادم دلت برام بسوزه و بگی کجا وایستم .نمی دونم چرا اینطوری بود ؟! اصلا شاید حس من این بود ولی بهرحال این اتفاق همیشه می افتاددلم برای خودم می سوخت ..خب حالا ما باهم بودیم نباید من انتخاب میشدملابد فکر می کردی اگه منو آخر نگی همه فکر کنن داری فرق میذاری ، شاید ! بعد تو میشدی سوباسو اون یکی ایشیزاکی کبری که خیلی بدجنس بودمیشد : کاکرو
...

یادته گروه فوتبال الکیمون .. 

مثل همیشه مدیر تو بودی .. 

می خواستی تقسیم کنی کی کجا باشه ،

من به لنگه پا کناری وایمیستادم دلت 

برام بسوزه و بگی کجا وایستم .

نمی دونم چرا اینطوری بود ؟! 

اصلا شاید حس من این بود 

ولی بهرحال این اتفاق همیشه می افتاد

دلم برای خودم می سوخت ..

خب حالا ما باهم بودیم نباید من انتخاب میشدم

لابد فکر می کردی اگه منو آخر نگی همه فکر کنن 

داری فرق میذاری ، شاید ! 

بعد تو میشدی سوباسو

اون یکی ایشیزاکی 

کبری که خیلی بدجنس بود

میشد : کاکرو 

منم که اصلا استایلم به کسی غیر واکی

 نمی خورد میشدم واکی بایاشی .. 

وای چه دورانی بود 

ما چه خل و چلایی بودیم !

حالا که گودزیلاهای دهه مدرنو می بینم

باورم نمیشه اینقدر مظلوم و بی توقع بودیم !

با چیا خوشحال میشدیم !

یادش بخیر ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.
]]>
چکمه های سفید دور پنبه ای ! 2017-08-19T11:06:05+01:00 2017-08-19T11:06:05+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/278 دلداده ...یاد کودکی بخیر ...یاد اون چکمه سفیدا که وقتی خریدیماز خوشحالی پام کردم و پریدم تو کوچه !پاییز بود و بارون قشنگی داشت می اومد .منم که عاشق بارون ... ! یادمه از اهالی محل یکی از پیچ کوچه با عجله پیچید تو کوچه تا زود برسه خونه و خیس نشه تا منو دید یه کوچولو وایستاد یه نگاهی کرد انگار داره به دیونه نگاه می کنه !حالا انگار خودش کودکی نداشته !چکمه های سفید دور پنبه ای که عکس یه آدم برفی شیطون روش بود ..یه کم آب بارون تو چاله وسط کوچه جمع شده بودچه حالی داد بالا و
...

یاد کودکی بخیر ...

یاد اون چکمه سفیدا که وقتی خریدیم

از خوشحالی پام کردم و پریدم تو کوچه !

پاییز بود و بارون قشنگی داشت می اومد .

منم که عاشق بارون ... ! 

یادمه از اهالی محل یکی از پیچ کوچه 

با عجله پیچید تو کوچه تا زود برسه خونه 

و خیس نشه تا منو دید یه کوچولو وایستاد 

یه نگاهی کرد انگار داره به دیونه نگاه می کنه !

حالا انگار خودش کودکی نداشته !

چکمه های سفید دور پنبه ای که عکس یه 

آدم برفی شیطون روش بود ..

یه کم آب بارون تو چاله وسط کوچه جمع شده بود

چه حالی داد بالا و پایین پریدنای 

من و آدم برفی چکمه ها ..

چقدر واسه چیزای کوچولو خوشحال می شدیم ..

چی شده که حالا با هیچی کسی خوشحال نمیشه ؟! 

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
این خبرا نیس ! 2017-08-19T10:59:48+01:00 2017-08-19T10:59:48+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/277 دلداده ...با کبری دعوام شد زد ، زدمش !موهامو کشید موهاشو کشیدم !دست آخر زدیم زیر گریه ..اومدی دفاع کردی و زدیش ..چه حالی کردم خیییییلی ...رفت با برادرش برگشت ..اینبار اون تو رو زد ...حالم اساسی گرفته شد ..باور نکن که یادم رفته باشه !این تکنیک غصه خوردن های منه !همیشه یادمه که به خاطر من چه کارا کردی !از اون دختره و برادرش بدم اومد ..آخه ما تفاوت سنیمون همش دو ساله !معرفت به دو سال نیست که !معرفت محبت و شعور میخواد که ،تو ار اول زیاد داشتی خیییلی زیاد !الآن از این خبرا نیس .. !...اینجا کماکان
...

با کبری دعوام شد 

زد ، زدمش !

موهامو کشید موهاشو کشیدم !

دست آخر زدیم زیر گریه ..

اومدی دفاع کردی و زدیش ..

چه حالی کردم خیییییلی ...

رفت با برادرش برگشت ..

اینبار اون تو رو زد ...

حالم اساسی گرفته شد ..

باور نکن که یادم رفته باشه !

این تکنیک غصه خوردن های منه !

همیشه یادمه که به خاطر من چه کارا کردی !

از اون دختره و برادرش بدم اومد ..

آخه ما تفاوت سنیمون همش دو ساله !

معرفت به دو سال نیست که !

معرفت محبت و شعور میخواد که ،

تو ار اول زیاد داشتی خیییلی زیاد !

الآن از این خبرا نیس .. !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .

]]>
گروه خوب ! 2017-08-18T19:32:20+01:00 2017-08-18T19:32:20+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/276 دلداده ...یاد پفک ده تومنیا بخیر ...بالای کمد بودن !می گفتی وایستم کسی نیاد ..بعد می رفتی رو نوک پا رو خط وسط کمد !با مشقت دستتو می رسوندی به نایلون پفکا ..بعد ، بعد نداره خب !معلومه دیگه حالا نخور کی بخور !اصلنم معلوم نبود کار ما بوده !!چه گروه خوبی بودیم !...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
...

یاد پفک ده تومنیا بخیر ...

بالای کمد بودن !

می گفتی وایستم کسی نیاد ..

بعد می رفتی رو نوک پا رو خط وسط کمد !

با مشقت دستتو می رسوندی به نایلون پفکا ..

بعد ، بعد نداره خب !

معلومه دیگه حالا نخور کی بخور !

اصلنم معلوم نبود کار ما بوده !!

چه گروه خوبی بودیم !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
قاره های جدا از هم 2017-08-17T22:32:23+01:00 2017-08-17T22:32:23+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/272 دلداده ...دردها یکی است و درمان یکی !دردهای انسانهای دور از هم ،دردهای قاره های جدا از هم ،دردهای قلبهای بی پیوند با هم ،دردها یکی است و طبیب یکی !اگر دردها یکی است و درمانگر یکی ،پس چرا راههای رسیدن به درمان جداست؟!طبیب را باید شناخت تا از دردهای یکی درآمد ..طبیب همیشه طبیب بوده و هست !داروی دردهایمان آرامش نگاه اوست !درمان زخمهایمان دستهای مهربان اوست !اگر دردهایمان را بشناسیم یک طبیب بیشتر ندارد لاجرم او را هم خواهیم شناخت !ما طبیبمان ، پدرمان ، نه بلکه بالاتر تمام هستیمان را گم کرده
...

دردها یکی است و درمان یکی !

دردهای انسانهای دور از هم ،

دردهای قاره های جدا از هم ،

دردهای قلبهای بی پیوند با هم ،

دردها یکی است و طبیب یکی !

اگر دردها یکی است و درمانگر یکی ،

پس چرا راههای رسیدن به درمان جداست؟!

طبیب را باید شناخت تا از دردهای یکی درآمد ..

طبیب همیشه طبیب بوده و هست !

داروی دردهایمان آرامش نگاه اوست !

درمان زخمهایمان دستهای مهربان اوست !

اگر دردهایمان را بشناسیم یک طبیب بیشتر ندارد 

لاجرم او را هم خواهیم شناخت !

ما طبیبمان ، پدرمان ، نه بلکه بالاتر

 تمام هستیمان را گم کرده ایم !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
خواب گران 2017-08-17T16:53:18+01:00 2017-08-17T16:53:18+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/271 دلداده ...شاید آن ثانیه ای که تو دردمند دیدنی من غفلت خوابی گران باشم !این چه اهلی شدن است ؟!نسیم می خندد به کنایه !می فهمم رد کنایه تلخش را ..من که اهلی نگشته بودم ..من کجای عالم تو را پیدا کنم .... !نکند ثانیه آخر بیتاب آب بودی یا نگاهی از کسی که روزگاری تو را یاد زندگی می انداخت .....اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
...

شاید آن ثانیه ای که تو دردمند دیدنی 

من غفلت خوابی گران باشم !

این چه اهلی شدن است ؟!

نسیم می خندد به کنایه !

می فهمم رد کنایه تلخش را ..

من که اهلی نگشته بودم ..

من کجای عالم تو را پیدا کنم .... !

نکند ثانیه آخر بیتاب آب بودی یا نگاهی از 

کسی که روزگاری تو را یاد زندگی می انداخت ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
کجای عالمی ؟ 2017-08-17T16:47:36+01:00 2017-08-17T16:47:36+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/270 دلداده برای موجودی کوچک از طبیعت که فهمید بوی تنهایی مرا .....دلم برای جستجوهای دل تنگت تنگ گشته !کجای عالمی ؟!تو اهلی محبت شده بودی و من اهلی نفهمیدن !...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
برای موجودی کوچک از طبیعت که 

فهمید بوی تنهایی مرا ..

...

دلم برای جستجوهای دل تنگت تنگ گشته !

کجای عالمی ؟!

تو اهلی محبت شده بودی و من اهلی نفهمیدن !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
آفرینش 2017-08-17T16:33:01+01:00 2017-08-17T16:33:01+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/269 دلداده ...سالهاست نقشم تکرار می شود ...نقش غم های نیافتنی !دردهای نفهمیدنی !قاعده بازی را نمی دانم !صراحتی دارد دل که کسی هواخواهش نیست !از این بی هواداری غمگین نیستم ...صراحت و بی نقابی قانون طبیعت پاک این حوالی است ..قانون دل من این است :پرنده ، گیاه ، آب و باران سهمی کمتر از دل ندارندآفرینش هدیه میلاد همه ماست !پس به چه جرمی گیاه را می شکنیم ؟!درخت را مثله می کنیم ؟!جان آب را پاره می کنیم ؟!قلب باغ را می شکنیم ؟!مخلوقات متواضع خدا را رنج می دهیم !!به چه پشتوانه ای دست گل را می شکنیم ؟!قامت سرو
...

سالهاست نقشم تکرار می شود ...

نقش غم های نیافتنی !

دردهای نفهمیدنی !

قاعده بازی را نمی دانم !

صراحتی دارد دل که کسی هواخواهش نیست !

از این بی هواداری غمگین نیستم ...

صراحت و بی نقابی قانون طبیعت پاک این حوالی است ..

قانون دل من این است :

پرنده ، گیاه ، آب و باران سهمی کمتر از دل ندارند

آفرینش هدیه میلاد همه ماست !

پس به چه جرمی گیاه را می شکنیم ؟!

درخت را مثله می کنیم ؟!

جان آب را پاره می کنیم ؟!

قلب باغ را می شکنیم ؟!

مخلوقات متواضع خدا را رنج می دهیم !!

به چه پشتوانه ای دست گل را می شکنیم ؟!

قامت سرو را خم می کنیم ؟!

ما کجای عالمیم که دل می شکنیم ،

دل طبیعت ، انسان و تمام مخلوقات پاک خدا را ...

محیط زندگی حیوانات را تنگ تر کرده ایم !

خط می کشیم بر زندگی هزاران درخت متنفس پاک !

اماممان کجاست ؟!

با باور آمدنی و حتمی موعود 

و ظهورش در قلبمان چه کرده ایم ؟! 

مولای آب و سبزه و باران و نسیم و دل !

آن پایین پر است از بی هوایی !

ناپاکی رنج دهنده ای که بوی خدا نمی دهد !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
بغضهای قطاری 2017-08-17T16:24:21+01:00 2017-08-17T16:24:21+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/268 دلداده ...بغضها دلشان به حال دل سوختدارند آرامش می کنند ..عقبه بی صدا سوختنهای دل ، بغضهای قطاری نشکسته است .زمان به وقت بغضها نرسیده !زمان به وقت دل نرسیده !من که سالهاست معتقدم زمانی وجود ندارد ..زمان بازی گم نشدن ماست ..تب سختی دارد دل !نصیحتش می کنم که ترک کند تبداری و بیماری را !کسی از دل نخواهد پرسید :حالت به چند ؟! ...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
...

بغضها دلشان به حال دل سوخت

دارند آرامش می کنند ..

عقبه بی صدا سوختنهای دل ،

 بغضهای قطاری نشکسته است .

زمان به وقت بغضها نرسیده !

زمان به وقت دل نرسیده !

من که سالهاست معتقدم زمانی وجود ندارد ..

زمان بازی گم نشدن ماست ..

تب سختی دارد دل !

نصیحتش می کنم که ترک کند 

تبداری و بیماری را !

کسی از دل نخواهد پرسید :

حالت به چند ؟! 

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


]]>
دیوان عدالت 2017-08-16T20:10:22+01:00 2017-08-16T20:10:22+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/267 دلداده ...خواستم بنویسم  اما هوای دل طوفانی است ...دل هوای پر کشیدن دارد ...به جایی که نامش بی نشانی است ..جایی در دوردستها که نگاهمان نمی بیندش! و دوستانمان لمسش نتواند کرد !به جایی در عالم که شبیه نبودن نیست !طوفان دلم غوغایی انداخته در نیستان ...و غرش رعد غم های نهفته ام دل آب را لرزانده ..از طوفان دلم خواستم آرام بنشیند و از محضر آب عذر تقصیر طلبیدم شرارت رعد غمهای دل را نمی بخشم که دل آب را شکست !تبعیدش خواهم کرد به همراه دل به جایی ...جایش بماند دیوان عدالت وجود تع
...
خواستم بنویسم  اما هوای دل طوفانی است ...

دل هوای پر کشیدن دارد ...

به جایی که نامش بی نشانی است ..

جایی در دوردستها که نگاهمان نمی بیندش! 

و دوستانمان لمسش نتواند کرد !

به جایی در عالم که شبیه نبودن نیست !

طوفان دلم غوغایی انداخته در نیستان ...

و غرش رعد غم های نهفته ام دل آب را لرزانده ..

از طوفان دلم خواستم آرام بنشیند 

و از محضر آب عذر تقصیر طلبیدم 

شرارت رعد غمهای دل را نمی بخشم 

که دل آب را شکست !

تبعیدش خواهم کرد به همراه دل به جایی ...

جایش بماند دیوان عدالت وجود تعیین کند !

خودم بیدل راه خواهم پیمود به دل افق !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .

]]>
سهم دل 2017-08-16T19:53:36+01:00 2017-08-16T19:53:36+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/266 دلداده ...ادعا یعنی سقوط !ادعا یعنی وداع با طعم شیرین کودکی !ادعا یعنی سوگواری برای خود از دست رفته ات !ادعا یعنی دل من که رفت و پنهان شد ،از زمانی که مدعی پیدا شد ..اینها را تازه فهمیدم .نگاه سرزنش بار نسیم سنگینی می کند ..و باران که نیامده رفت ..دلم بیشتر شکست از سهم دلم !این بیچاره سهمی از خوشی نداشته و ندارد !دل پنهان گمگشته من ، با طعنه آشناست ..با نداشتنها انس دارد ..با دیدنها و نبودنها بیگانه نیست ..سهم دل من نداشتنهاست !چیز خوبی سهم دل شد !اگر داشتنها را داشت باید نگران از دست دادنها
...

ادعا یعنی سقوط !

ادعا یعنی وداع با طعم شیرین کودکی !

ادعا یعنی سوگواری برای خود از دست رفته ات !

ادعا یعنی دل من که رفت و پنهان شد ،

از زمانی که مدعی پیدا شد ..

اینها را تازه فهمیدم .

نگاه سرزنش بار نسیم سنگینی می کند ..

و باران که نیامده رفت ..

دلم بیشتر شکست از سهم دلم !

این بیچاره سهمی از خوشی نداشته و ندارد !

دل پنهان گمگشته من ، با طعنه آشناست ..

با نداشتنها انس دارد ..

با دیدنها و نبودنها بیگانه نیست ..

سهم دل من نداشتنهاست !

چیز خوبی سهم دل شد !

اگر داشتنها را داشت باید نگران 

از دست دادنها می شد ..

حالا که ندارد نگران چه باشد ؟! 

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>
قطر هاله 2017-08-15T17:46:23+01:00 2017-08-15T17:46:23+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/265 دلداده ...نسیم می وزد بر دل ...خنکی شبانگاهی این حوالی ..و صدای دلنشین نی نیزار ، این غزل را خواندنی تر کرده است !افق نگاه عمیقی از سر درد به دشت انداخته ..و دشت در اندیشه سحر ثانیه ها را شماره می زند !انتظاری سخت و ناب از دل این نیستان !هاله ای دارد به قطر اشک !...اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است . 
...

نسیم می وزد بر دل ...

خنکی شبانگاهی این حوالی ..

و صدای دلنشین نی نیزار ، 

این غزل را خواندنی تر کرده است !

افق نگاه عمیقی از سر درد به دشت انداخته ..

و دشت در اندیشه سحر ثانیه ها را شماره می زند !

انتظاری سخت و ناب از دل این نیستان !

هاله ای دارد به قطر اشک !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است . 
]]>
جنس قرار 2017-08-15T17:38:15+01:00 2017-08-15T17:38:15+01:00 tag:http://sardareman-ahmad.mihanblog.com/post/264 دلداده ...تبدار و ناآرام چراغهای روشن این حوالی را یک به یک می شمارد ، دل !این جابجایی ناخواسته می رنجاندش ...پایین جای دل نیست ، جای یکرنگی نیست !جای دوده و تاریکی است .اما این حوالی صفای روشناییهایش قلب را تازه می کند ..این حوالی زلالی غریبی داد می زند ..آرامشی از جنس قرار !باران چند روزی پیدایش نیست ..دلتنگی آمدنش بیقرارتر می کند دل را ......اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
...

تبدار و ناآرام چراغهای روشن این حوالی 


را یک به یک می شمارد ، دل !

این جابجایی ناخواسته می رنجاندش ...

پایین جای دل نیست ، جای یکرنگی نیست !

جای دوده و تاریکی است .

اما این حوالی صفای روشناییهایش قلب را تازه می کند ..

این حوالی زلالی غریبی داد می زند ..

آرامشی از جنس قرار !

باران چند روزی پیدایش نیست ..

دلتنگی آمدنش بیقرارتر می کند دل را ...
...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .
]]>