سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
پنجشنبه 2 مرداد 1399 :: نویسنده : دلداده

... 

در هزارمین تلخکامی تابستان مرگ روح خویش را دیدم 

و برایش دستی تکان دادم 

و وعده حلوایی از محبت دادم 

باور کرد روح ساده من ! 

با همین خیال پله های مرگ را بالا رفت 

و از دروازه نسیان گذشت.. 

... 
اون روز روحمو دیدم بعد سی سال ! 
از کنار دیواری سرد تکیه داده و خمیده ،  لنگان لنگان میرفت
غریب و خسته و تنها و بی پناه ..
روح خسته من!
خیلی فکر کردم چی براش خوبه و کی براش خوبه 
و چی حالشو خوب می کنه! 
رسیدم به اینکه، فقط یه راه داره :
اگه من باشم دردها هست، غمها هست، زخمها هست.. 
دل شکستگی ها ، اضطراب‌ها و بیقراریها 
و تنهایی ها همه و همه هستن.. 
پس اگه من نباشم دیگه، 
 غمها نیست، زخمها نیست، دردها نیست! 
باید همه چیزو فراموش کنم! 
اما نمیتونم!!
پس وقتی چیزی نمیتونه خوشحالم کنه 
وقتی سهم و حقی از هیچ طلوع 
و معجزه و فرصت بودن ندارم 
وقتی نمیتونم چیزی رو فراموش کنم
کائنات و پهنه وجود باید که فراموشم کنه! 
کاش و فقط ای کاش یه تحول یه اتفاق بیفته
انسان منهای انسانیت از عالم خط بخوره 
تا جهان و زمین ووآسمان و طبیعت نفس بکشه
و أدمهای خوب قصه به زندگی برگردن 
و من در فراموشی وجود با دیدن این اتفاق به آرامش برسم. 

... 

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است. 





نوع مطلب :
برچسب ها : چراغ_محبت،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...

دانلود آهنگ

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic