قبض محبت


آقا جان 

یک کلام!

بی نامت نفس نکشم

نفسهایم مخلص یاد توست

جانم قبضه محبتت 

روحم حیران زیباییهای

لعنت بر قلب نا قلب بی در و پیکری که؛

لیاقت و گنجایش ولایت تو را ندارد .

جانم فدای غربت بی نظیرت...

یک کلام!

بی نامت نفس نکشم ...

نفسم علییییییییییییییییییییییی.....

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.





برچسب ها: چراغ محبت

مهر در راه است..


مهر در راه است ..

اما مهربانی کجای راه مانده !

برای کودکی که ثانیه ها را شماره می کند..

تا مهربانی را با مهر ببیند.

و قلب حزین پدری که ثانیه ها را می شمارد ...

تا مهر نیاید و کودکش نا مهربانی نبیند.

برای دستهای خالی پدر و مادری که توان 

شاد کردن کودکشان را ندارند.

مهر با مهربانی مهر است ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.




برچسب ها: مهر #چراغ_محبت

دلکده


بیرون این دلکده طوفانی است ناتمام!

اما اینجا هوای لطیفی در جریان است.

جاده های حیرت انگیزی دارد ...

و نسیمی از محبت و عشق!

دلکده زیبایی است. 

ویرانه هایش هم آباد است.

ویرانی هایش هم از آبادیهای آن بیرون آبادتر است.

پر است از تنهایی و سکوتی که از الیاف گفتگوی

 باران با کویر بافته شده است.

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.



برچسب ها: باران چراغ محبت دلکده

بغضهای پیر



سوختن رسم زیبایی است اگر ؛

برای ساختن باشد...

اما چه سود از سوختنی که هرچه زمان بگذرد،

ویرانی اش بیشتر می شود...

هوای بارانی را دارد دل که بغضش را بشکند!

اینجا بغضها نمی شکنند ، پیرتر می شوند

و  با تجربه تر می شوند در سوزاندن رگ و پی ات

مدام دل را هوایی می کنند!

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.



برچسب ها: چراغ باران محبت

عطرستان


عطرت را گم کرده ام در هجمه ای از بی عطری ها!

وای دلم!!!

سکوتی سرد بر حوالی عطرستان.

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.





برچسب ها: چراغ محبت
1 2 3 4