حب علی ایمان



رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

حب علی ایمان و بغضه کفر 

علی منتهی آمال تمام  هستی !

دلم سراسر بهجت و سرور می شود بیادت 

و حبت شیرین ترین حلاوتهای فردوس را به 

کام دل می نشاند .

اماما !  بگذار کلام سیدالشهدا در دعای عرفه 

را بگویم اجازت فرما تا بسرایم در مدحت :

چه دارد آن که تو را ندارد 

و چه ندارد آن که تو را دارد ....

بی تو دل به چه باید خوش داشت وقتی تمام

 عشق و خوبی در محبت تو نشسته است ..

حضرت کمال بی تو جهان به چه کار آید و جان نیز ..

در خلوت غیب پرده دار است علی 
محرم به حریم کردگار است علی
مانند علی نیافت تشریف وجود
از صنع  خدای ، شاهکار است علی

ردپای مهربان


شب قدر دوم گذشت..

اما خبری از رد پای مهربانت نیست 

شب قدر سوم بیادت قرآن بر سر می گیرم 

و منتظر ردپای تو می شوم 



دعایم کن !

پر شده ام از سبکبالی که قید نرفتن ندارد

دلش عروج می خواهد دلش چشمه می خواهد و باران 

دلش نسیم می خواهد و صدای سفر به آسمان ....


غبار زمان



دارد می گذرد و من فقط تماشاگر این حادثه ام ...

به سالهایی برمی گردم که قصد عبور داری ...

خود را می بینم که ایستاده ام 

براه رفتنت نظاره گرم .

و لی شاید می شد حرف آخرم را بزنم  ...

شاید زده ام و خود در خاطر ندارم ....

شاید بارها زده ام و تو از پس 

غبار زمان براحتی شنیده ای ...

پس چرا جواب تو را نمی شنوم .

چه سوالی که گوشهای من در پیچ و تاب

 زمان و گرفتاری های مادی گم شده است .

بلند فریاد کن تا بیدار شود من ...


خالی از من



هر چه به نیمه تیر نزدیک تر 

می شویم دلم ملتهب

و قلبم فشرده تر می شود ..

 این روزهایم سخت مواجند ..

و طوفان در خانه ضمیرم نشسته است 

دست تکان می دهی به انتظارم ....

و آخرین تصویر ...

بغض های پی در پی و بارانهای مکرر .

این حوالی پر از توست ..

و خالی از من ها ...

یادکرد ثانیه ها




سلامی به حرارت روزهای تیر نشان ماه مبارک

سلامی از عمق جان و ژرفنای قلبم به تو ....

 تیر ماهی دیگر ..

گفتن از روزهای رفتنت سخت

 بیمار می کند دل را 

 و اندوه بزرگی است برای 

دل یاد کرد ثانیه های رفتن شقایق ..


روزها بی نظر داشت دل می روند و می آیند ..

و شبها متصل می بارند بی گمان دلتنگی دلی ...


همین !