یکشنبه 23 اسفند 1394

سوختن ریشه ها

   نوشته شده توسط: دلداده    



آقای من ...
روز شهادت مادرت کجا شمع دل را
 روشن کرده ای ؟

ارباب مادر که مزار ندارد ...
اما تو تنها کسی هستی که نشانی مادر را داری...
آقا غصه هایت را ماجرای دیگری است ...
نفرین بر ما که سبب غصه دل تو گشتیم....
کجایی آقا ؟
دلم غصه دارد بیادت ...
اینجا چراغی از محبت بیادت روشن است
شمع بیاد مادر ...
گریه برای تسکین دل حضرت امیرالمومنین
ریشه می سوزد بیاد  قلب سوخته حسن
و نگاه ریشه سوز زینب 
به در نیم سوخته ...
و ضجه های حسین ...


برچسب ها: ارباب ،

جمعه 21 اسفند 1394

حضرت مهربانی

   نوشته شده توسط: دلداده    



سلام حضرت آرمان و مهربانی

سلام معمار حاکمیت الله تعالی در آخرالزمان

حضرت ارباب سلااااااااااام

آقا دلم به یادکردن های از سر مهرت روشن است

منم ...

منم که با غفلت زشت منظرم، دلت را شکستم

عزیز خدا اینجا چراغی کم سو اما محب بیادت روشن است


سه شنبه 4 اسفند 1394

شکوفه خاندان نبی

   نوشته شده توسط: دلداده    



شکوفه حال و هوای عجیبی دارد مگر نه؟

مرا ، ترا و همه قطرات متنفس را یاد لطافت و شکنندگی می اندازد 

شکوفه ای این روزها در مدینه به دست خبیث نا انسانی می شکند 

شکوفه ای از خاندان نبی ..

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک
....


برچسب ها: شکوفه ، حضرت محسن ،