خودت را چرا!

 

 

بهار آمد!

سال تازه شد!

سالی که شاید صدای نفسهایت را نمی شنیدم اما صدای قرآن خواندنت را چرا !

سالی که شاید کنار سفره نمی دیدمت اما ؛

کنار سفره دلم نشسته بودی و دعا می کردی !

سالی که شاید لبخندت را نمی دیدم اما ؛

خودت را چرا !

با تمام محبتم ، اسطوره همیشگی شبها و روزهایم !