چهارشنبه 9 خرداد 1397

قرارسوز

   نوشته شده توسط: دلداده    



...

دیشب نمایی از خویشتنم را در دایره نظم دیدم

و امروز جلوه ای از درونم را در باغ ملکوت !

و اما پایم در گِل ماده اسیر !

چشمهایم عادت به تکرار نکرد همچنانکه دلم !

عادت به آنچه هست نخواهم کرد 

و نخواهم گفت : 

قرار بود همین شود و باشد !

قرار دل با زمین گذر موقت بود 

گذرنامه ای موقت اما قرار دل این نبود !

این پایین ، پایین تر از ندیدن ؛

 هم قرار شده اند تا جهنم بسازند ..

و این برای دل که با خودش

 قرار ساختن بهشت داشت نمی سازد !

پس من نخواهم گفت :

قرار بود همین شود !

عادت قرار سوز است !

و من از عادتِ آنچه هست می گریزم 

به دل آنچه باید باشد ..

آنچه باید بشود ..

آنچه باید بیاید ..

پس گوش می سپارم به جاده 

تا صدای قدمهایت را بشنوم ..

تا عادتم نشود نشنیدن صدای آمدنت !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت ، # قرار_سوز ،

ناصرفعلی
پنجشنبه 10 خرداد 1397 04:15
گل گفتی...
حرف بیخودیه
اصلا قرار نبود این شود...بماند!

برقرارباشی نادرجان فعلی
پاسخ دلداده :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.