جمعه 4 اسفند 1396

عقل چتر بدست

   نوشته شده توسط: دلداده    


..

بگذار از دل تکرار بگذرم و در

 ساحل بکر گذر ، دمی تنفس کنم !

به عقب بر می گردم همه رفته اند ،

یا مسیرشان از مسیر گامهای من جدا گشته

یا قلبهایشان از آن سرزمین دیگری بوده !

من خرسندم از این تصویر !

همه پرت گشته اند در زمانی به مکانی !

دوباره بر می گردم و نگاهی می کنم به 

عقب خودم را می بینم با جنودی چند !

من ، نزدیک تر به من فطرتم ،

 و متصل به او حسم ؛ دست در دست منطق

 و عقل چتر بدست  آماده باریدنها ،

قلبم تکه ای جدا افتاده اما در تکاپو ، 

چه نفس نفسی می زند ،

 دست در گردن فطرت می اندازد !

و من از دیدن دیر آشنایان سرزمین حوالی ، 

موطنی در دل آسمان می بالم !

هوای متبوعی جاری روح و روان است !

غرق در تماشای این وحدت در فهمیدن کمال !

درک زیبایی از هم دارند !

و نرفتنها و ندیدنها و کردن و نکردنهایشان را

تقسیم می کنند ، جبران آنچه نشده می کنند ! 

سر تپه ای که زیر صنوبر نشسته ام به هم می رسیم 

وقت رفتن است !

حالا نگاهی دوباره می کنم 

مسافری تنها در گذر از رنجها !

غربت بر جبین و غبار خستگی بر جان !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت ، #عقل_چتر_به_دست ، #غربت_بر_جبین ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.