قاعده آرمانی


...

بیگانه از دردهای هیچ دلی نیستم ،

و این ادراک درد حاصل غمگساریهای سالهای رفته است 

حاصل خم نشدنهایم برابر واقعیات مردم ساخته !

آرمان ،  آسمان جهان اندیشه من است !

هر دلی که آبستن دردی است با انتظار دردمند 

دردهای پیشرفته ما همراه شود ...

طبیبی در راه است !

می دانم خسته اند چشمها و بی فروغند نگاه ها !

می دانم که نای ها باریک شده اند

 و نفسها راه عبوری ندارند 

اما به آسمان آرمانی دلم قسم ؛

 طبیبی مهربان در راه است !

که چشمهایش هر لحظه برای تنهایی ما می بارد 

برای گریه های شبانه مان ، 

برای دلتنگی های هر شبه مان ،

که شنونده ای ندارند ...

باید به آغوش مهر آن مهربان برگردیم 

دردهای ما را جز او نخواهد دید و جز او کسی 

قادر نخواهد بود درمان کند آلام ما را !

دنیای دهشتناکی ساخته بشر برای خودش 

به حجم خودش قفسی از ندیدنها و نرسیدنها ...

قاعده آرمانی دلم می گوید :

سحری خواهد آمد ...

او خواهد آمد و ما نفسهایمان 

رخصت عمیق شدن خواهد یافت ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت #قاعده_آرمانی