وجه شبه

...

سنگها مخلوق خدایند و شفاگری دارند در ذات خوبشان .

سبزه زارها شادند و جانت را با اعجاز عطرشان شفا می بخشند ،

آب طبیعت وجودت را طراوت می بخشد با سیلانش .

اما چه می شود که این اعجاز را جلوه می کنند ؟

چرا روح بعضی هامان با زلالی این عناصر پاک زلال می شود 

و بعضی هامان کلام سحرانگیزشان را نمی فهمیم ؟!

بین ما و این عناصر پاک وجه مشابهتی است قدرتمند :

هر دو مخلوق یک خداییم !

اگر باور قلبی به مبداء این اعجاز و شفاگری نباشد این عناصر زلال

بوی انس از ما نخواهند شنید و مسخرمان نخواهند شد 

و ارتباطی از جنس بصری ، لامسه ، .. اتفاق نخواهد افتاد ..

زمانی مابین ما رشته ارتباطی شفاگر حاصل می شود که 

هر دو به منبع این تغذیه نوری متصل باشیم و ماحصل این

اتصال نیک می شود ارتباطی از جنس ایمان 

که پیامبر مکارم الاخلاق ما فرموده :

النظر فی ثلاثه اشیاء عباده :

النظر فی وجه الوالدین و فی المصحف و فی البحر

نگاه کردن به سه چیز عبادت است به :

صورت پدر و مادر ، قرآن و دریا .

یا حضرت امیر بیان علیه السلام چه زیبا فرموده :

النظر الی الخضره نشره ؛

نگاه کردن به سبزه موجب شادابی است .

شعاع نوری حاصل از این ارتباط پاک انرژی حیاتی 

به تقلیل رفته جان را بر می گرداند .

و شفاگر تر از محبت در عالم خلقت یافت نشود

محبت به مدار خلقت ، قطب کمال که 

اهل بیت علیهم السلامند ...

و تا جان کسی با محبت ایشان آشنا نگردد 

ذرات وجودیش در انکارند ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




برچسب ها: #چراغ_محبت