شنبه 22 مهر 1396

نجوای هامون

   نوشته شده توسط: دلداده    


...

چقدر دلت می گیرد گاه شوریدگی دلی 

که از بازی دنیا و دنیاداران سخت شوریده !

چقدر گریان می شوی از ناله بی پناه قلبی 

که سوز شبانه اش را بیننده ای و او نا امید از دیده شدن !

چقدر غم بر دلت می نشیند در اضطراب گیاهی 

که اختیار آدمی حیاتش را زخمی کرده است 

و نفسهایش را گرفته است ... 

چه کسی از نجواهای هامون با تو خبر دارد ؟!

و کیست که بشنود حدیث دردمندی 

دریاچه به خون نشسته را با ساحتت ...

آخر تو امام زمین و زمانی ..

صاحب دمهای بر زمین جاری گشته ،

و عزتهای بر زمین افتاده !

قلبت برای همه جا دارد ..

غم همه را می خوری ، غم آن سیاه پوستی که 

در تب اختیار قهرآلود غرب در خاک افتاده !

و مسکینی که از درد به صبح پناهنده می شود و از 

غم صبح به شب می گریزد ...

تو غمخوار همه ای !

قلبم فشرده می شود از غربت و تنهاییت ارباب جانم ...

تو که بیایی فهم می شود انسانیت 

باز می شود دریچه های محبت 

و شرم حضور خواهند داشت همه از ساحتت 

و گرگ این چنین در مجاورت بره آرام خواهد گرفت ...

آه درمان ، طبیب ، عشق .... 

... .

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت ، #روشن ، #نجوای_هامون ، #دریاچه_به_خون_نشسته ، #باران ،

Cialis pills
دوشنبه 28 اسفند 1396 05:18

Nicely put, Regards.
cialis official site cialis kamagra levitra cialis generico in farmacia cialis rezeptfrei cialis wir preise side effects for cialis cialis soft tabs for sale viagra vs cialis rezeptfrei cialis apotheke viagra cialis levitra
موسسه آفبا
یکشنبه 23 مهر 1396 04:34
سلام و سپاس
مطالب بسیار خوبی
اگر اجازه بدید با ذکر منبع کپی کنم
پاسخ دلداده : سلام
ممنونم از نگاه لطفتون
بله با ذکر نام و منبع بلا اشکاله ، اختیار دارید ..
فاطمه
یکشنبه 23 مهر 1396 03:27
عالی
محشررررررررررررر
... و گرگ این چنین در مجاورت بره ارام خواهد گرفت...
اللهم عجل لولیک الفرج...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.