طواف


...

وقتی بوی تو را ندهند آدمها همه شبیه همند ،

 دیگر چه فرق می کند کجای عالم و چه رنگ و چه  ... !

وقتی تو را نداریم چه داریم ؟!!!

جانا کی باشد تو را ببینیم آنچنان که تو همیشه بیننده مایی ...

این همه سال نفهمیدنت بس نیست ؟!

چند بار دیگر باید تمام گردی زمین را بچرخد انسان

 تا بیابد غربتش را در نبودنت !

نه که نباشی زبان قلمم لال ؛

هستی خوبترین و هیچ بودی چون بودن زیبای تو نیست !

اما آن بودنی که گرداکرد کعبه وجودت بچرخیم و طواف کنیم .

آن بودنی که ما از نبودنها بیرون آییم ..

بس است این تنهایی های دردمند !

دوست داشت دل بر بلندای بلندترین کوه بایستد

 و فریاد کند محبتت را ..

و بخواهد آمدنت را و صدایش بپیچد در تمام حوالی !

... .

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #حوالی #زبان_قلم #کعبه_وجود