عنصر دل

... .

بی ادعا تر از خودت کسی را ندیده ام ..

گاه سخت سوز و گداز دل ، وقت بیچارگیش ؛

بی صدا و زیبا طبیبانه به بالین دل می آیی .

نمی شناسدت بی مروت !

تو را که همیشه نگاهت آرامش کرده !

تو که هماره پناهش بوده ای !

اگرچه گناه نسیان کور و تاریک منظرش ساخته 

حست می کند آخر روشنایی فهمیده میشود ..

و این کار چشم نیست ، کار جان است !

عنصر دل آب است آقا جان !

کودکانه ترین ثانیه های دل روبروی اسمت می نشیند

که تنها پناه بی زوال عالمی ... !

غریب آشنای عزیز .. .

آب تویی ، عطش تویی !

چشمه اش جوشش از آرامش قدمت دارد 

و اقیانوس عظمتی از صلابت اشاراتت .

تمام می شود روزی معصیت نابخشودنی نسیان دلهامان

و بخشوده می شود نابخشودنی به کرامت قلبت !

و مجالی برای توبه شکنی رابعا و کنعان نمی ماند ..

ورقه های دل بالا ...

معلم برمی گردد ... 

... .

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #کنعان #پناه #آرامش #عنصر_دل #عطش