یار غربت


...

تبسم باران یادم می آورد روزگاری خنده را می دانستم 

و گریه نسیم از یادم نرفته تا چیزی را یادم اندازد ..

من گریه را بلدم و با گریه زیستن را !

بغض را می شناسم !

درد را می فهمم !

غم را تجربه کرده ام ..

غربت را یار بوده ام !

صبر خواهم کرد ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #یار_غربت #گریه_نسیم #تبسم_باران