تو در توی اندیشه


...

امشب ماه را دیدم .

پرسید : درد نهفته ات چیست ؟!

گفتم : تو بگو ..

خنده ای کرد و گفت :

سراغ دردت را از من می گیری ؟!

آری دردهایم بیش از گمانم زیستند و بالیدند 

و در گذر رفتن گمشان کردم در تودرتوی اندیشه ام .

نامم و بودنم با درد عجین گشته است ..

سوزی در طنین اندیشه ام جریان دارد ..

من زنده ام به درد شاید .. !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.


برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #طنین_اندیشه #ماه #درد_نهفته