قاصدکها


...

خیلی وقت است منتظرم !

که بلند بگویند قلمها زمین و برگه ها بالا ...

خیلی وقت است تقلب کنار دستی و 

عقبی و جلویی را می بینم ...

خیلی وقت است صدای اعتراضم 

را فقط خودم می شنوم !

دلم برای خودم ، برای تو ، برای زمین ، 

برای سروها و چنارها برای چشمه ها و قناتها ،

 برایدریاچه ، برای باغستانها

برای پروانه ها و قاصدکها ...

دلم برای تمام مخلوقات بی صدای خدا می سوزد ...

دلتنگم برای روزگار رهایی ..

برای صفای گرگی که در آن روزگار 

زیبا حامی بره خواهد بود و سایه سرش ..

دلم برای نفسهای گرفته زمین می سوزد ..

دلم برای بی نفسی تو می گیرد ..

..

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




برچسب ها: #چراغ_محبت #قاصدکها #روشن #گرگ_و_بره