مستوره زیبایی


...

برای مهربان رفیقی که دردهای نشاندار دل

را مرهم نهاد و گفتگویی نجیب با زخمها داشت ..

برای انیسی که چشم بر هم نگذاشت 

تا پلک هایم بر هم محرم شوند ..

برای آموزگار عفت و نجابت که روزهای رفته ام

 را به خاطره ای آرامش بخش سپرد تا در مرور 

هر باره دل بشکفد از یاد آوردیش !

برای رفیق شفیقی که در طوفان و بوران 

سد شکستنم می شود !

می سوزد و خاکستر می شود اما ؛

ققنوس وار با تنی چاک چاک 

بر می خیزد و جانانه رجز می خواند

 و از ایمان می سراید ..

برای مظلوم هماره که بی ادعا با جانش

 سپر جانم و با شفقتش تسلای

 دل خونین چاک چاک من است ..

برای یگانه دوستی که نه در خنده های

 گاه گاهی و از سر دردم که به گاه 

گریه هایم همیشه حاضر است ..

برایش در تنها ملکی که مالکش هستم 

در همین وبلاگیکه خانه درویشانه 

من و نسیم و باران است همایشی 

از جنس حقیقت سپاسگزاریمان می گذارم ..

نه از جنس پوشالی همایشهای آن پایین که برای 

خنده های بی دردشان جشن برپا می کنند و از 

نداشتنهایشان سلفی می گیرند 

و اسمش را داشته می گذارند !!

من از نجابت تو چه تصویری ارائه دهم ؟!

تو اهل سلفی و عیانگری نیستی !

تو مستوره زیبایی هستی عزیز دل !

تو از تبار داشته های خدایی هستی که خدا برای آمدنت 

آیه و قسم آورده و برای حفاظت لبخند می زند ...

تو سایه سر من هستی و راز ماندگاریم! 

تو از قبیله زیبایان پرده نشینی که برای بودنت

 تمام پیکر یک عالم رفته است تا تو بمانی !

پس خواهی ماند و خواهی درخشید ...

...

دل نوشته ای از سر شکر برای نجابت چادرم 

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #مستوره_زیبایی #سلفی #نسیم #باران #دل_نوشته_حجاب