خواب گران


...

شاید آن ثانیه ای که تو دردمند دیدنی 

من غفلت خوابی گران باشم !

این چه اهلی شدن است ؟!

نسیم می خندد به کنایه !

می فهمم رد کنایه تلخش را ..

من که اهلی نگشته بودم ..

من کجای عالم تو را پیدا کنم .... !

نکند ثانیه آخر بیتاب آب بودی یا نگاهی از 

کسی که روزگاری تو را یاد زندگی می انداخت ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #اهلی_محبت #دل #نسیم