کمی آنسوتر


...
آن پایین حرفها شنیده نمی شوند ..

دردها فهمیده نمی شوند !

انسانها دیده نمی شوند .

و زخمها مداوا نمی شوند ...

شاید ثانیه ای که در خود گمند 

کسی کمی آنسوتر در حال احتضار روحی است

کسی هر ثانیه جان می دهد غمبار ...

مرگ را در وجودشان نمی بینیم 

با اینکه هر ثانیه بارها از تنهایی می میرند 

زخمها امانشان نمی دهند ...

و خیال بودن نبودنشان را نمی کاهد ..

آن پایین کسی بیقراری و بی زبانی کسی را نمی فهمد

وای به حال کسی که زبان گفتن دردهایش نباشد

کسی راه گفتن نداند و دیگران به چوب نداشتن درد برانندش 

آن پایین امیدی برای گفتن و شنیدنمان نیست ...

..

اینجا چراغی از محبت بیادت روشن است.


برچسب ها: چراغ محبت روشن احتضار ثانیه زخم بیقراری