سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
شنبه 6 مهر 1398 :: نویسنده : دلداده #

وقتی درد می کشم عارف میشوم 
و وقتی درد نمیکشم ، قاضی !
...

سرنوشت گل تنها به آب و نور و خاکی نیست که لازمه زیستنش هست 

گاهی اگر نگاهی مهربان ببیند آب و خاک یادش برود ..

میخواهم دست از خاک و آب و لازمه زیستن بردارم 

تا حالایش که نبوده ، بگذار از این به بعد هم نباشد .

فقط می دانم دیگر چیزی خوشحالم نخواهد کرد .

سنگینی غمی را دل در دل دارد که فقط خودش می داند و بس .

برمی گردم و پشت سر را نگاه می کنم .

وای بر من و راهی که آمده ام مگر می شود ؟!

تمام راه آمده ام در حالی که کفشی در پایم نبوده 

راهی که آمده ام راهی سنگلاخ و سخت بوده که باورم نمی آید آمده باشم .

خسته ام ، می خواهم بخوابم و وقتی بیدار شدم خانه تو باشم 

با همین حالی که دارم و آرزوهایی که نخشان را داده ام به باد تا برای همیشه ببرد

با همین پای آبله دار راه های سخت!

 با همین اشکهای خجالتی که تعارف آمدن داشتند !

با تمام گلایه هایی که می خواهم دیگر نشنومشان .

من خسته ام و دیگر میل داشتن چیزی در دلم نیست 

خنده ها و حرفهای مردم را پشت دروازه دنیا می گذارم بماند برای خودشان

از خودشان و دنیایشان خسته ام ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .






نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #اشکهای_خجالتی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده #
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...
دانلود اهنگ جدید ...