سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
جمعه 22 شهریور 1398 :: نویسنده : دلداده #
( بیدار باش داده اند 
بلند می شود ، صدایی از پشت رویا می آید 
دل نسپارید که هنگامه گذشته است 
باید چه کند ؟!  )

...

سرش درد می کند ، دلم !

می خوابد تا آرام شود .

خیالی پرسه زنان زنگ در را می زند ،

دل بیدار می شود !

نبضی تند در بیداری سنگینش بازی می کند .

باز می کند .

خیال می خندد و می گوید :

به گمانم اشتباهی شده است !

باید در مجاور را می زدم ، با شما کاری نداشتم

پوزش می خواهم ، خدانگهدار !

کوچه خالی است ..

شرجی ظهر است .

عرق سردی می کند !

سر دردش بیشتر شده است ،

و خوابی که لج کرده و روی شاخه قهر نشسته است .

می نشیند ، زانو بغل می کند .

اشکها می آیند و نمی روند .

خواب می خندد و دستی تکان می دهد .

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




نوع مطلب :
برچسب ها : #هنگامه، #چراغ_محبت، #خواب، #خیالی_پرسه_زن، #شاخه_قهر، #کوچه_خالی، #شرجی_ظهر،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده #
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...
دانلود اهنگ جدید ...