سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
دوشنبه 11 شهریور 1398 :: نویسنده : دلداده

گاهواره میان صحرا 

عزادار گاهواره نشینی است که عطر خدا میداد 


...

صدای تکانه های بی جان دستی بر گاهواره خالی

 بلندترین فریاد روشنگر عالم است

 دارد تکان می دهد گاهواره ای که صاحبش دیگر به لالایی گوش نخواهد داد 

صدای پدر در سرش می پیچد ..

صدای پدر عطر عرش می دهد !

جابجا می شود و از روزن گاهواره به بیرون نگاه می کند 

پدر میان معرکه تنها ایستاده است !

کسی از درون نهیب می زند :

علی بلند شو ، گاهواره جای تو نیست !

با صدای خنده هایی دلنشین مادر را می خواند 

و این آخرین تلاقی نگاه علی اصغر با مادر است .

علی کار بزرگی در پیش دارد ..

هوای رفتن به معرکه دارد !

باید به دل دشمن بزند روی دستهای پدر ..

این کار بزرگ علی اصغر روی دستهای پدر است که

 ثانیه هایی بعد دشمن را زمینگیر خواهد کرد تا آخر دنیا ..

حتما خدا خواهد پسندید به این که فکر می کند خنده ای می زند .

خوشحال این قرار صادقانه به دستهای پدر می رسد ..

پدر آماده ای ؟

علی اصغر خداحافظ .. !

ساعاتی دیگر کارم که در معرکه تمام شود به شتاب خواهم آمد

شب همه دور جدت حلقه خواهیم زد ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .






نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #گاهواره_عزادار، #علی_اصغر،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...

دانلود آهنگ

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic