سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
سه شنبه 25 تیر 1398 :: نویسنده : دلداده

ساعتی بی غم نباشد حال دل 
میهمانی تازه دارد خان دل 
...

: چه کسی بود صدا زد سهراب :
من بودم !
خبر داری از کفشهای مسافر من !
قصد سفر دارم به سرسرای شاعرانگی تو
به دشت خیال بسطامی 
به دامنه واژگان سلمان هراتی
...
میان کوچه های خیال گذر ترانه هایم افتاد به کوچه شاعرانه های سهراب! 

کنار دست نوشته های قیصر و پهلوی تغزل نیما !

میان این همه باز بداهه های عاشق من سخت اندهگین بودند

 و لب باغچه خیال از دلتنگی ماتشان برده بود 

و لبخند ترانه مشیری هم گره از طاق اخم خیال من نگشود .

نجوای آرام ترانه ها با هم !

سکوت تغزل غمگین من در میانه این شور ، چه معنا دارد ؟!

باز میان این غوغا خواندم سهراب شاعرانه های سپید را که 

سهراب ؛ کفشهایم کو ؟

قصد رفتن دارم به خرابه های خیال آنتوان تا ؛

 فهمم شود همتای سیاره نشینم به کجای قصه اهلیت رسیده است .

قصد کوچ دارم از قله دماوند شعر بهار و شاید دلتنگی خاطر وحشی .

از همه خواهم گذشت تا بداهه هایم آسمان پرواز را ببینند

 و اگر تمنای پریدنشان بود از من هم بگذرند 

و خیال خام را در اندوه زمین چال کنند ..

اگر رفتنشان را ببینم ، شاید آرام گیرم ، شاید !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .





نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #اندوه_زمین، #اهلی_محبت، #سرسرای_شاعرانگی، #سلمان_هراتی، #قیصر_امین_پور،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...

دانلود آهنگ

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic