سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
شنبه 22 تیر 1398 :: نویسنده : دلداده

شاید تعبیر باید کرد بیداری را 
خوابها خودشان تعبیر می شوند 

...

تابستانها می رفتیم روستا

 و در انتهای یک راه خاکی پر پیچ و خم می رسیدیم

 به خانه باغی که معطر به عطر شب بوها بود 

و ابتدایش پوشیده از گلهای زنبق و کوکب بود

 و مابین دو باغچه بزرگش راه آسفالته ای که ؛

میشد نامش را کوچه قهر و آشتی گذاشت

 و سراسر این میان دو راه با شاخه های گیلاس و گردو به هم پیوسته بود 

و انتهای راه اتاقکی به خنکی سرداب که ،

همیشه خدا بوی نان تازه از پنجره بازش به مشام می رسید

 و چه کودکیها که نکردیم !!

تابستان هنوز از نام ما واهمه دارد ، تابستان را ما پیر کردیم ..

صدای یاکریم های بالای تک درخت انار که ،

 هرگز نمی دیدمشان و این تک صدایی خانه باغ

 با ذکر یاکریم ها یعنی کلاسی از معنا در دل خانه باغ

 و من مستمع آزاد این حوالی ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




نوع مطلب :
برچسب ها : #تعبیر_بیداری، #چراغ_محبت، #تابستان، #تابستان_هنوز_از_نام_ما_واهمه_دارد، #تابستان_را_ما_پیر_کردیم،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...

دانلود آهنگ

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات