سردار بی نشان
سردار برگرد ... در حوالی کسی منتظر توست ..
جمعه 23 شهریور 1397 :: نویسنده : دلداده #
هر روز علی اصغر به مصاف تیرها می رود 
و خونش از فواره دستهای مهربان تو راهی آسمان می شود
تا عقلهایی بیدار شوند ..
...

پدر با من سخن بگو !

گهواره نشین بودم و حالا یک شبه ره هزار ساله را رفتم

اینک آماده ام ..

به میدانم ببر ..

من باشم و فریاد تو بی پاسخ بماند ، هیهات !

دیشب تا گشودن پلکهای صحرا من بیدار بودم 

اما چشمهایم را بستم تا مادر

 شرمسار خشکی لبهایم نشود .

من یار آخر توام ، تا آخرین قطره در رکابت هستم

خیالت از من راحت ، خوب تربیتم کرده ای .

آه مرا نخواهی شنید و اشکم را ..

چه بالاتر از این که قتلگاهم ضریح دستهای مهربان تو باشد

آبِ من تویی ، پدر !

امروز که تمام شود تو را خواهم دید 

قول داده ای !

چشم انتظارم مگذار ..

فقط دلواپس مادر و رقیه ام 

اما نه عمه بالاسرشان است 

و خدا بالاسر عمه ..

برویم پدر زمان تنگ است و جدم چشم براه ..

از دیشب که تنهاترین عالم گشته ای 

صدایی در گوشم می پیچد 

گمانم این صدای مهربان مادرت فاطمه باشد

به شیرینی صدایم می کند : علی ، علی ، علییی

دلم می خواهد زودتر ببینمش .

آن طرف خیلی زیباست ، بگذار بروم 

آنجا خبری از حرمله نیست 

آنجا دیگر صدای شمشیر و نیزه نیست 

آنجا اگر هم آب هست 

کسی نیست که آب را زندانی کند 

آنجا خبری از نامه های بی غیرت نیست!

آنجا خداست و پیامبرش 

آنجا خداست و ولیش ..

مادرمان با محسنمان ..

عمویم حسن با علی اکبرمان ..

و من و تو که قرار است پایان این شب سرد

کنار چشمهای به اشک نشسته خدا قرار یابیم ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .







نوع مطلب :
برچسب ها : #چراغ_محبت، #گهواره_نشین، #نامه_های_بی_غیرت، #بی_پایان_ترین_کرانه_بیکران، #نامه_ها_ی_بی_غیرت،
لینک های مرتبط :
شنبه 24 شهریور 1397 00:48
محشری بود این روضه...


آنجا خبری از حرمله نیست

کنار چشمهای به اشک نشسته خدا قرار یابیم ..

وقتی میشود حرفهای بدیع زیبا گفت در شان ان بزرگواران این نوحه های دم دستی که میخوانند چبست؟عذرموجهی ندارند دارند کم کاری میکنند برای ارباب...خب وقتی ادم نتواند ننویسد و نخواند بهتر است که...
نوعی ادب همین است که وقتی نمیتوانی کنار بکشی من که امسال کلامی ننوشتم چون حکم ادب همین است...کاش مداحان ما هم این را بفهمند شاعرانی که هرمزخرفی را به خورد مردم میدهند...
وقتی کسی میتواند بهتر بنویسد باید پذیرفت ارباب خواسته..اما مع الاسف اکثریت بنده نفسیم...

خدا قوت به قلمت دهد...
دلداده #
شنبه 24 شهریور 1397 00:42
از اول دهه روضه به این غلظت و شدت نخونده و نشنیده بودم...
یک روضه بدیع غیرتکراری...
بیهوده نیست دستم به نوشتن نمیره...واقعا وقتی حرف تازه ای نیست نباید به زور و جبر نوشت...
باید بخوان که نوشته بشه که اینجور اشکها رو جاری کنه از چشم بی وقفه...
زنده باشی
دلداده # السلام علیک ایها الرضیع الصغیر که پناه قلب تمام بی پناهان عالمه
شنبه 24 شهریور 1397 00:29
زیبا و تاثیر گذار بود.
لطفا آهنگ وبلاگتان را هم هماهنگ کنید.ممنون
دلداده #?!!!!
شنبه 24 شهریور 1397 00:29
زیبا و تاثیر گذار بود.
لطفا آهنگ وبلاگتان را هم هماهنگ کنید.ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

درخواست لینک پذیرفته نمی شود ...


مدیر وبلاگ : دلداده #
نویسندگان
نظرسنجی
در طول هفته چند بار امام زمان را یاد می کنید ؟












جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
..........
دانلود آهنگ جدید