شکستنهای پی در پی


خستگی از یک جایی به بعد که طولانی شود؛

شکنجه گر روانت خواهد شد!

و من خسته ترینم.

شکستنهای پی در پی و طاقتی که

 روز بروز رو به افول است...

راه سیاره امان را گم کرده ام.

حال کسی که خانه و کاشانه اش را 

گم کرده باشدچگونه است؟

دیگر این دل با هیچ لالایی به خواب نمی رود!

بیقرار است.

خواب هم که نباشد خستگی روی خستگی 

روحت را می فشارد و قلبت می شکند بسیار در بسیار

اینجا برایم آشنا نیست !

هوای دیار خود کرده ام.

من اهل سازش نبوده و نیستم.

می خواهم طائر جانم ،

 زائر کاشانه حقیقی امان گردد.

شاید خدا خواست سحر آنجا باشم!

غروب این حوالی بسیار طولانی شده است..
...
اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.



برچسب ها: چراغ محبت

رسم پریدن


..

باریدنم را می بینم ..

و ریختن پاییزی ام را ..

سکوت نابهنگام ناخواسته ام را ..

تمام دنیا کریه منظرتر از همیشه اش گشته !

شبیه روزی که هرگز نبوده ...

اگر رسم پریدن شکستن بود 

که من هزار در هزار و ناشمردنی در خود شکستم

صیقلی یافته دل از شکستنها که نزدیکش نتوان شد ...

این حوالی روشنایی هایی دارد بی بدیل ..

اما من دلتنگ روشناییهای دست نیافتنی تری هستم !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




برچسب ها: چراغ روشن محبت دل حوالی دلتنگ صیقل

گریه چاکرا

...
به گمانم هر دردی نشانه اشکهای

آن ناحیه از کالبد جسمانی ماست ...

اشکهایی در همسویی اشکهای 

چاکرای همان ناحیه !

چقدر اشک ریخته و ما بی خبر بودیم

این حوالی روشن است همیشه ..

مثل آن پایین نیست !

اما حتی این حوالی ، دل

 سبب بیقراری را نفهمید ...

نگو عقبه این تلاطمات و التهابات 

گریه هایی از جنس ندیدن بود ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.


برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #دل #چاکرا #بیقراری #گریه

اسیر بی شمار


...

آخرش را نمی دانم اما از امروزش 

و این ثانیه دل بپرسند خواهم گفت :

اسیر بی شمار غمها .. !

بیدلی واله در هجر نفهمیدن !

سایه ای از نگفتنهای کمر شکن !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.



برچسب ها: چراغ محبت روشن دل غم

مصادره


...
غمها مصادره کرده اند تمام دلم را ...

خودم کجایم ؟!!

خبر ندارم !!!

اعلامیه کرده ام ، آگهی داده ام ..

کسی ندیده دلی را که از هجمه غریب

و مقاوم غم درهم شکسته ..

کسی از دلی ویران خبر ندارد ...

پابه پای گمشدگان رفتم تا پیدا شوم نشد !

غمها مصادره کرده اند تمام قلبم را ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.


برچسب ها: چراغ محبت دل غم مصادره روشن

بی رنگ خالص


...

فریادها رنگ باخته اند ...

فریادهایم رنگ سکوت گرفته اند...

و سکوت چه بی رنگ خالص است !

...

اینبار سکوت خواهم کرد شاید سکوتها

رنگ فریاد بگیرند ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.


برچسب ها: چراغ محبت روشن فریاد سکوت
... 3 4 5 6 7 8 9 ...