شکستنهای پی در پی


خستگی از یک جایی به بعد که طولانی شود؛

شکنجه گر روانت خواهد شد!

و من خسته ترینم.

شکستنهای پی در پی و طاقتی که

 روز بروز رو به افول است...

راه سیاره امان را گم کرده ام.

حال کسی که خانه و کاشانه اش را 

گم کرده باشدچگونه است؟

دیگر این دل با هیچ لالایی به خواب نمی رود!

بیقرار است.

خواب هم که نباشد خستگی روی خستگی 

روحت را می فشارد و قلبت می شکند بسیار در بسیار

اینجا برایم آشنا نیست !

هوای دیار خود کرده ام.

من اهل سازش نبوده و نیستم.

می خواهم طائر جانم ،

 زائر کاشانه حقیقی امان گردد.

شاید خدا خواست سحر آنجا باشم!

غروب این حوالی بسیار طولانی شده است..
...
اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.

[http://www.aparat.com/golenoor]

پیگیر ما در  کانال آپارات باشید ..


برچسب ها: چراغ محبت

پیداترین بینه


...

بابی تازه از حیات طیبه آغاز گردید ..

تمام فرسودگی ها را شمردیم و رنج بردیم تا به آغاز حیات برسیم

که از برکت وجود ذیجود جانبخش مسیحاییت زنده شویم .

بارش تپشهای تند قلبمان و طوفان متلاطم روحمان 

امشبی آرام گرفته است .

آغاز امیری تو بر عالمین جان جهان را به شور انداخته است 

و طینت زلال گشته من در جشن سُرور کائنات باریدن گرفته است 

جهان لفیف نوری وسعت دار شده است ،
 
و وسعتی یافته است جانش با آغاز دقایق نورانی امامت تو .

هر چیزی را سهمی است ؛

لختی اندیشه کاشف این سخن است :

سهم جسم تندرستی و بهره و لذتش عمل ،

سهم عقل اندیشه است و لذتش ادراک صحیح !

و سهم قلب محبت است ..

محبتی که ریشه در عقل دارد و عقلی که ریشه در ادراک دارد ،

و ادراکی که ریشه در توحید دارد ،

و توحید علمی است افراشته در لحظه لحظه حضور تو ..

و من سهم قلبم از قلب امشب آغاز می شود .

سهم قلب من آرامشی است که در محبت تو نهفته است 

چه نهفتگی که پیداترین بینه عالم است !

مگر می شود دمی بی تو بود ؟!

مگر می شود لحظه ای بی اشارات تو زنده بود ؟!

خواهی آمد و قلبمان با تنها پناه عالم پناه خواهد گرفت 

چونان همیشه ، تو که تنها پناه عالمینی .

بوی نوبهاری می آید که هزاران بهار تازه در دل دارد 

سپیده هایی که پشت دروازه شب منتظر اذن آمدنت هستند

و جهانی سراسر آرامش !

و از سر خواهیم گذراند زمستانهایی که ،

 بیداد می وزید از لابلای گذشتنشان .

و اما دستهای تو را منظومه ای دیگر باید سرود 

که پناه مهربان قلبهای پریشان ماست هماره ..

سهم زمین آرامشی است امشب از شروع

 زیبای زمان از دم مسیحایی تو .

امید گلواژه روزهای انتظار زمین است 

عالم از این پس گسترده خواهد شد .

به چشم حقیقت بین آرمانشهر دیده خواهد شد 

شکوفه هایی که همیشه زنده اند 

و چون خواهند گل شوند و چون نخواهند معطر باغ آرمانشهر 

دولت مهرت برپا خواهد شد .

زمین خواهد آسود و رنجهایش خواهد ریخت 

شکوفه خواهد داد عقل و گل خواهد شد اندیشه .

جهان را امشب هاله نوری به قطورترین قطر خود رسیده است 

لمس می شود نور باهرش که از دم تو معطر گشته است 

جانمان مشعشع آمدن توست حضرت نورالله ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .



برچسب ها: #چراغ_محبت

تعطیلی عالم


...

اگر برای تو از عمق دل ننویسم جفا کرده ام 

چقدر طول عمر کمت زیبا بود مثل پدرانت ..

چقدر خانه ات غریب مانده بود در عسکریه ای که ساخته بودند

امام عسکری ، چقدر دلتنگ خانه ای هستم که 

کسی اجازه ورودش را نداشت ..

چقدر سخت است تصور دقایق سختی که بر شما می رفت

به نقلی از تاریخ  هر دوشنبه و پنج شنبه ،

 باید خود را به دربار معرفی می کردید !!

و این یعنی نور را بر در ظلمت بردن .. !

دارد طولانی سپری می شود تا قرنی شود بر دلم 

کاش امشب یک دعای مستحاب پیشتان داشتم 

اگر دو دعای مستجاب بود عالی تر بود !

اما نه ، همان یک دعا کفایت می کند عالم را .

دعای روشنی دارم !

آمدن سیب سرخ زندگیت آقا !

او که خواهد آمد ، غمی نیست !

غم این است چشم از دنیا ببندم ، اذن نفسهایم تمام شود 

و موفق دیدن روزگار زیبای تک سیب سرخ خدا را نبینم .

شما که می بینید ، گواهید ، ناظرید ؛

غصه هایش را می بینید !

غربت و تنهاییش را از شما به یادگار دارد !

اخلاص بی نظیر جدش امیرالمومنین علیه السلام را 

و بلند آوازگی و رفعت ذکر مادرش فاطمه سلام الله علیها را .

او همه چیز تمام است !

فقط چرا آمدنش اینسان طولانی گشته است ؟!

خسته ام آقا !

به کسی نمی شود این را گفت که معنایش را بداند 

اما شما که همیشه دیده اید و التیام بوده اید 

حالا امشب دارید می روید دل من کجا خانه کند ؟!

شما که آرام جهانید ،

سر تعطیلی روز رفتنتان جدال می کنند

چقدر ناخوش آمد بر قلب داغدیده ام که روز 

رفتن شما جای فهمیدن جای خالیتان و غم سنگین رفتنتان

مجادله تقویم و تعطیل می کنند !

شما که بروید همه عالم تعطیل می شود ، فهمیدنش سخت است !

و تنها پناهمان حضرت پناه است !

و تنها عشق نفس کشیدنمان حضرت عشق علیه السلام !

و تنها سایه سر زندگیمان حضرت بقیه اللّٰه علیه السلام .

غم رفتنت سنگین بود که ،

 نرجس سلام اللّٰه علیها خواست قبل رفتنت برود !

دعای مستجاب اگر پیشت امانت دارد دلم بده آقا جان ،

داری می روی و من رمق زندگیم نیست .

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #حضرت_پناه

مسیحای موعود


...

می خواهم قلبم بتپد تا روزی که بیاید نوید خدا 

می خواهم چشمهایم فروغ داشته باشند تا لحظه ای که 

با آمدن صدای قدمهای ذخیره خدا قلبم سکنی گیرد !

می خواهم پاهایم رمق داشته باشند برای ثانیه آمدن مسیحای موعود 

خواهد آمد روزگاری که علم منیت حرف بشر بخوابد 

و علم توحید برافراشته شود ،

وخدا پرستیده شود ..

و حق دیده شود و متابعت شود !

نور متجلی شود ...

انسان احیا شود !

دلم برای زمین و موجوداتش می سوزد 

که در ندانم کاری ایسم های پوشالی 

و منفعت گرای بشر بی زبان تر از قبلند .

آه که چقدر مشتاق همهمه آمدنت هستیم ،

که اشک شوق در چشممان بار دهد و بغض قدیمی

در گلو بشکند ، صدایت بزنیم به بانگ بلند ... !

و تکبیر گویان فریاد کنیم :

ببینید صاحبمان آمد .. !

کجایی صاحب ما ؟

کجایی صاحب فریادهای ما ؟

کجایی تمام نور ، تمام مهر ، تمام عشق .. ؟

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #مسیحای_موعود

یمن دستهای تو


...

مرا بیاد آور در انحنای درد !

در تنگنای زمان !

شوریدگی دلم را که شبیه

 آرامشی ناب از یمن دستهای توست !

من دیوار به دیوار نور محبتت نفس می کشم ..

قلبم رام محبت توست 

و جانم مسخر یادت ، ای بی بدیل 

تو که نور مقرب حضرت حقی !

که آفرینشت قبل آدم و عالم بوده است 

حضرت عالی ...

من زاده محبت توام و بی محبت تو نفس نکشم 

بیادم باش و جام شوریدگیم را افزون کن ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




برچسب ها: #چراغ_محبت

وجه شبه

...

سنگها مخلوق خدایند و شفاگری دارند در ذات خوبشان .

سبزه زارها شادند و جانت را با اعجاز عطرشان شفا می بخشند ،

آب طبیعت وجودت را طراوت می بخشد با سیلانش .

اما چه می شود که این اعجاز را جلوه می کنند ؟

چرا روح بعضی هامان با زلالی این عناصر پاک زلال می شود 

و بعضی هامان کلام سحرانگیزشان را نمی فهمیم ؟!

بین ما و این عناصر پاک وجه مشابهتی است قدرتمند :

هر دو مخلوق یک خداییم !

اگر باور قلبی به مبداء این اعجاز و شفاگری نباشد این عناصر زلال

بوی انس از ما نخواهند شنید و مسخرمان نخواهند شد 

و ارتباطی از جنس بصری ، لامسه ، .. اتفاق نخواهد افتاد ..

زمانی مابین ما رشته ارتباطی شفاگر حاصل می شود که 

هر دو به منبع این تغذیه نوری متصل باشیم و ماحصل این

اتصال نیک می شود ارتباطی از جنس ایمان 

که پیامبر مکارم الاخلاق ما فرموده :

النظر فی ثلاثه اشیاء عباده :

النظر فی وجه الوالدین و فی المصحف و فی البحر

نگاه کردن به سه چیز عبادت است به :

صورت پدر و مادر ، قرآن و دریا .

یا حضرت امیر بیان علیه السلام چه زیبا فرموده :

النظر الی الخضره نشره ؛

نگاه کردن به سبزه موجب شادابی است .

شعاع نوری حاصل از این ارتباط پاک انرژی حیاتی 

به تقلیل رفته جان را بر می گرداند .

و شفاگر تر از محبت در عالم خلقت یافت نشود

محبت به مدار خلقت ، قطب کمال که 

اهل بیت علیهم السلامند ...

و تا جان کسی با محبت ایشان آشنا نگردد 

ذرات وجودیش در انکارند ...

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .




برچسب ها: #چراغ_محبت
1 2 3 4 5 6 7 ...