شکستنهای پی در پی


خستگی از یک جایی به بعد که طولانی شود؛

شکنجه گر روانت خواهد شد!

و من خسته ترینم.

شکستنهای پی در پی و طاقتی که

 روز بروز رو به افول است...

راه سیاره امان را گم کرده ام.

حال کسی که خانه و کاشانه اش را 

گم کرده باشدچگونه است؟

دیگر این دل با هیچ لالایی به خواب نمی رود!

بیقرار است.

خواب هم که نباشد خستگی روی خستگی 

روحت را می فشارد و قلبت می شکند بسیار در بسیار

اینجا برایم آشنا نیست !

هوای دیار خود کرده ام.

من اهل سازش نبوده و نیستم.

می خواهم طائر جانم ،

 زائر کاشانه حقیقی امان گردد.

شاید خدا خواست سحر آنجا باشم!

غروب این حوالی بسیار طولانی شده است..
...
اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است.



برچسب ها: چراغ محبت

گروه خوب !


...

یاد پفک ده تومنیا بخیر ...

بالای کمد بودن !

می گفتی وایستم کسی نیاد ..

بعد می رفتی رو نوک پا رو خط وسط کمد !

با مشقت دستتو می رسوندی به نایلون پفکا ..

بعد ، بعد نداره خب !

معلومه دیگه حالا نخور کی بخور !

اصلنم معلوم نبود کار ما بوده !!

چه گروه خوبی بودیم !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #گروه_خوب #چراغ_محبت #پفک

قاره های جدا از هم


...

دردها یکی است و درمان یکی !

دردهای انسانهای دور از هم ،

دردهای قاره های جدا از هم ،

دردهای قلبهای بی پیوند با هم ،

دردها یکی است و طبیب یکی !

اگر دردها یکی است و درمانگر یکی ،

پس چرا راههای رسیدن به درمان جداست؟!

طبیب را باید شناخت تا از دردهای یکی درآمد ..

طبیب همیشه طبیب بوده و هست !

داروی دردهایمان آرامش نگاه اوست !

درمان زخمهایمان دستهای مهربان اوست !

اگر دردهایمان را بشناسیم یک طبیب بیشتر ندارد 

لاجرم او را هم خواهیم شناخت !

ما طبیبمان ، پدرمان ، نه بلکه بالاتر

 تمام هستیمان را گم کرده ایم !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت #طبیب #درد #قاره #درمانگر

خواب گران


...

شاید آن ثانیه ای که تو دردمند دیدنی 

من غفلت خوابی گران باشم !

این چه اهلی شدن است ؟!

نسیم می خندد به کنایه !

می فهمم رد کنایه تلخش را ..

من که اهلی نگشته بودم ..

من کجای عالم تو را پیدا کنم .... !

نکند ثانیه آخر بیتاب آب بودی یا نگاهی از 

کسی که روزگاری تو را یاد زندگی می انداخت ..

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #چراغ_محبت #روشن #اهلی_محبت #دل #نسیم

کجای عالمی ؟


برای موجودی کوچک از طبیعت که 

فهمید بوی تنهایی مرا ..

...

دلم برای جستجوهای دل تنگت تنگ گشته !

کجای عالمی ؟!

تو اهلی محبت شده بودی و من اهلی نفهمیدن !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #اهلی_محبت #چراغ_محبت #روشن

آفرینش


...

سالهاست نقشم تکرار می شود ...

نقش غم های نیافتنی !

دردهای نفهمیدنی !

قاعده بازی را نمی دانم !

صراحتی دارد دل که کسی هواخواهش نیست !

از این بی هواداری غمگین نیستم ...

صراحت و بی نقابی قانون طبیعت پاک این حوالی است ..

قانون دل من این است :

پرنده ، گیاه ، آب و باران سهمی کمتر از دل ندارند

آفرینش هدیه میلاد همه ماست !

پس به چه جرمی گیاه را می شکنیم ؟!

درخت را مثله می کنیم ؟!

جان آب را پاره می کنیم ؟!

قلب باغ را می شکنیم ؟!

مخلوقات متواضع خدا را رنج می دهیم !!

به چه پشتوانه ای دست گل را می شکنیم ؟!

قامت سرو را خم می کنیم ؟!

ما کجای عالمیم که دل می شکنیم ،

دل طبیعت ، انسان و تمام مخلوقات پاک خدا را ...

محیط زندگی حیوانات را تنگ تر کرده ایم !

خط می کشیم بر زندگی هزاران درخت متنفس پاک !

اماممان کجاست ؟!

با باور آمدنی و حتمی موعود 

و ظهورش در قلبمان چه کرده ایم ؟! 

مولای آب و سبزه و باران و نسیم و دل !

آن پایین پر است از بی هوایی !

ناپاکی رنج دهنده ای که بوی خدا نمی دهد !

...

اینجا کماکان چراغی از محبت بیادت روشن است .


برچسب ها: #باور_موعود #چراغ_محبت #روشن #نسیم #امام #باران #آفرینش
1 2 3 4 5 6 7 ...